تبلیغات
عبدالحمید تعالی رودی

خدایا

خدایا ! من همانم که گاه خندانم، و گاهی گریان.

گاه شکرگزارم، و گاهی درحال گله کردن.

گاه بنده ی توام، و گاهی بنده ی خویش!

خدای همیشگی ام!

من مبتلا به گاه و بی گاههای همواره ام،

بیماری نامتعادل که همیشه به نسخه ی طبیب خویش عمل نمی کند!

اسیر خویشتنم؛

و گاه و بی گاههای اسارت گونه ام مرا در برگرفته است...

بندهای گاهها و بی گاههای زندان تنم را... از هم جدا کن!

مرا به آغوش خویش دعوت کن! که تشنه ترینم به آن...

تمام این گاه و بی گاههای مدامم را، ببخش...

به حق خدایی همیشه پایدارت!

الهی آمین...



[ دوشنبه 20 مهر 1394 ] [ 09:16 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

بخوان ما را منم پروردگارت

بخوان ما را منم پروردگارت
منم معشوق زیـبایت ، منم نزدیکتر از تو به تو ، اینک صدایم کن
رها کن غیر ما را ، سوی ما بازآ ، منم پروردگار پاک و بی‌همتا

منم زیبا که زیبا بنده‌ام را دوست می‌دارم
تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو می‌گوید :
تو را در بیـکران دنیای تـنـهایان رهایت من نـخواهم کـــرد

بساط روزی خود را به من بـسپار ، رها کن غصه یک لـقـمه نان و آب فردا را
تو راه بندگی طی کن عــزیزا‌ ، من خــدایی خـوب می‌دانــــم

تـو دعـوت کن مرا بر خود به اشکی ، یا خدایی
مـیهمانم کن که من چشمان اشک آلوده‌ات را دوست می‌دارم

طـلب کن خالق خود را
بجو ما را‌ ، تو خواهی یافت که عاشق می‌شوی بر ما
و عـاشق می‌شوم بر تو که وصل عاشـق و معشوق هـم ،
آهسته می‌گویم ، خدایی عالمی دارد

قـسم بر عاشقان پاکِ با ایمان ، قسم بر اسب‌های خسته در میدان
تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عـصر روشن تـکیه کن بر من
قسم بر روز ، هـنـگامی که عالم را بگیرد نور ، قسم بر اختران روشن اما دور
رهایت من نخواهــــــم کـــرد

بـخوان ما را ، که می‌گـوید که تو خــواندن نمی‌دانی؟!
تو بـگـشا لب ، تو غیر از ما خدای دیگری داری؟!
رهـا کن غیر ما را
آشـتی کن با خــدای خود تو غـیر از ما چه می‌جویی؟!
تــو با هر کس بـجز با ما ، چه می‌گویی؟!
و تــو بی من چه داری؟ هیچ
بگو با ما چه کم داری عزیــزم‌؟! هیــــچ ...

هـزاران کهکشان و کوه و دریا را
و خـورشید و گـیاه و نور و هـسـتی را
برای جلــــوه خود آفـریدم من ولی
وقتی تو را من آفـریدم بر خودم احـسـنت می‌گـفتم

تویی زیـبا‌تر از خورشید زیــبایم
تویی والاترین مـهمان دنـیایم
که دنیا بی‌تو ، چیزی بی‌تو را کم داشت

تو  ای مـحبوب‌ترین میـهمان دنیایم
نمی‌خوانی چرا ما را؟؟
مگر آیا کـسی هم با خدایـش قهر می‌گردد؟؟

**********************

هزاران توبه‌ات را گرچه بـشکستی ، بـبـیـنم من تو را از درگه‌ام رانــدم؟؟
اگر در روز سـخـتـیـت خواندی مرا اما به روز شادیـت
یک لحظه هم یادم نکـردی ، به رویـت بنده ی من هیچ آوردم؟؟

که می ترساندت از من؟
رها کن آن خدای دور ، آن نامهربان معبود ، آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مـهربانـت ، خالقت
اینک صدایم کــن مرا با قطره اشکی
پـیش آور دو دست خالی خود را‌ ، با زبان بسته‌ات کاری ندارم

لـیک غوغای دل بـشکسته‌ات را می‌شنـیدم
غریبِ این زمین خاکیم ، آیا عـزیزم حاجـتی داری؟
بـبـیـنم چشم‌های خـیست آیا گفته‌ای دارند؟
بخوان ما را بـگردان قبله‌ات را سوی ما

ایـنک وضویی کن
خـجالت مـیکشی از من؟ بگو ، جز من کسی دیگر نـمی‌فهمد
به نـجوایی صدایم کن بدان آغـوش من باز است

برای درک آغـوشم شروع کن
یک قـدم با تــو تمام گام‌های مانده‌اش با من ...



[ شنبه 4 مهر 1394 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

کوچکی ها

 

کوچیک که بودیم چه دلهای بزرگی داشتیم؛حالا که بزرگیم با چه دلهای کوچیکی کاش دلامون به بزرگی بچگی بود

کاش برای حرف زدن نیازی به صحبت کردن نداشتیم کاش برای حرف زدن فقط نگاه کافی بود کاش قلب ها در چهره بود

حالا اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمه و ما به همین سکوت دل خوش کرده ایم اما یک سکوت پر بهتر از فریاد تو خالیست سکوتی رو که یک نفر بفهمه بهتر از هزار فریادیست که هیچ کس نفهمه. سکوتی که سرشار از ناگفته هاست ناگفته هایی که گفتنش یک درد و نگفتنش هزاران درد داره. دنیا رو ببین !

بچه بودیم بارون همیشه از آسمون می اومد؛حالا بارون از چشمامون میاد!بچه بودیم توی جمع گریه می کردیم؛بزرگ شدیم توی خلوت

بچه بودیم آرزومون بزرگ شدن بود؛بزرگ که شدیم حسرت برگشتن به بچگی رو داریم

بچه که بودیم بزرگترین آرزومون داشتن یک چیز کوچیک بود؛بزرگ که شدیم کوچکترین آرزومون داشتن بزرگترین چیزهاست.

بچه بودیم درد دلها رو به ناله ای می گفتیم همه می فهمیدند؛بزرگ شدیم درد دل رو به صد زبان می گیم... هیچ کس نمی فهمه

بچه که بودیم بچه بودیم؛بزرگ که شدیم بزرگ که نشدیم هیچ، دیگه همون بچهه هم نیستیم !

ای کاش بزرگیمون هم با همون صفت های خوب و پاک بچگی ادامه می یافت

[ جمعه 3 مهر 1394 ] [ 11:35 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

محبت


شیشه ها شکستنیست ، زندگی گذشتنیست

این فقط محبت است که همیشه ماندنیست




[ یکشنبه 29 شهریور 1394 ] [ 08:50 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

مهربانی

پیشكش میكنم مهربانی را
به كسانیكه از دل شكستن بیزارند

و

در تمنای آنند كه دلی بدست آورند...
آنانكه رحمت آفرینند، نه زحمت آفرین...

و

برآنند تا در زندگی پل باشند نه دیوار...




[ یکشنبه 29 شهریور 1394 ] [ 08:49 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

چه زیبا میشد این دنیا

چه زیبا میشد این دنیا

اگر شاه و گدا کم بود

اگر بر زخم هر قلبی

همان اندازه مرهم بود

چه زیبا میشد این دنیا

اگر دستی بگیرد دست

اگر قدری محبت را..

به ناف زندگانی بست

چه زیبا میشد این دنیا

کمی هم با وفا باشیم

نباشد روزگاری که...

نمک بر زخم هم پاشیم

چه زیبا میشد این دنیا

نیاید اشک محرومی

زمین و آسمان لرزد

ز آه و درد مظلومی

چه زیبا میشد این دنیا

شود کینه ز دلها گم

اگر بشکستن پیمان

نگردد عادت مردم


[ یکشنبه 29 شهریور 1394 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

خدااااایااااااا

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکرد بهت چی گفت؟  

بهت گفت:

جایی میری که زندگی کردن اونجا خیلی مشکله

نکنه غصه بخوری..

من همه جا باهاتم..

تو تنها نیستی..

تو وجودت عشق میذارم که بگذری..

قلب میذارم که ببخشی..

اشک میدم که همراهت باشه..

و مرگ میذارم که بدونی برمیگردی پیش خودم..

تمام خوبی ها را برایت آرزو می کنم ، نه خوشی ها را


زیرا خوشی آن است که تو می خواهی


و خوبی آن است که خدا برای تو می خواهد . . .تو بازی زندگی موقع یارکشی چه خوبه آدم بگه : من و خدا ، شما همه . . .


خدایا …

بفهمان که بی تو چه میشوم ولی نشانم نده !

خدایا …

هم بفهمان و هم نشانم بده که با تو چه خواهم شد …


خدای من خداییست که اگر سرش فریاد کشیدم


به جای اینکه با مشت به دهانم بزند


با انگشتان مهربانش نوازشم می کند و می گوید


میدانم جز من کسی نداری . . .

ﻧﮕﺮاﻥ ﻓﺮﺩاﻳﺖ ﻧﺒﺎﺵ


ﺧﺪاﻱ ﺩﻳﺮﻭﺯ و اﻣﺮﻭﺯﺕ , ﻓﺮﺩا ﻫﻢ ﻫﺴﺖ


ﺧﻮﺷﺒﺨﺘﻲ ﻳﻌﻨﻲ ﻧﮕﺎﻩ ﺧﺪا . . .

وقتی از اینکه آنچه را می خواستی بدست نیاوردی افسرده ای


فقط محکم بنشین و شاد باش


خداوند در فکر دادن چیزبهتری به تو می باشد ....

خدایا! من چیزی نمیبینم آینده پنهان است، ولی آسوده ام! چون

تو را میبینم و تو همه چیز را..

تمام غصه های دنیا رو میشه با یک جمله تحمل کرد :


خدایا میدانم که میبینی . . .



[ پنجشنبه 26 شهریور 1394 ] [ 11:00 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]