اقدام عجیب و بی‌سابقه داور مسلمان

یک داور مسلمان سنگالی پس از شنیدن صدای اذان بازی را متوقف کرد تا افطار کند. در لیگ فوتبال سنگال یک اتفاق عجیب و بی‌سابقه رخ داد. داور دیدار بین دو تیم از لیگ سنگال در نیمه اول بازی پس از شنیدن صدای اذان بازی را متوقف کرد تا افطار کند.
داور دیدار تیم‌های کاسا اسپورت و گیدیاوایی در دقیقه‌ 30 نیمه اول وقتی صدای اذان را شنید بازی را متوقف کرد تا افطار کند. او نتوانست 15 دقیقه دیگر صبر کند تا زمان استراحت بین دو نیمه فرا برسد و بعد از آن افطار کند.


این اقدام داور با صدای سوت حاضران در ورزشگاه همراه شد، اما خود داور بعد از پایان بازی این گونه از تصمیمش دفاع کرد: درست است که قانون اجازه نمی‌دهد که به خاطر افطار کردن بازی را متوقف کرد، اما یک داور می‌تواند به خاطر نیاز جسمش به آب بازی را متوقف کند و من این کار را کردم.

منبع: isna.ir





موضوع: علمی، کوتاه وخواندنی،
[ یکشنبه 5 آبان 1392 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

حق به حق دار رسید

نقل كرده اند در زمان حضرت داوود (علیه السلام) شخص بیكارى بوده و كار و كاسبى نداشتند. مكرر دعا مى كرد: اللهم ارزقنى رزقا حلالا واسعا.
این دعا مى كرد دائم كاى خدا
روزى بى رنج و زحمت ده مرا
مردم او را مسخره مى كردند به او مى خندیدند كه عجب مرد احمقى است روزى بى رنج و زحمت از خدا مى خواهد و حال آنكه همه مردم به كد یمین و عرق جبین كسب مى كنند و روزى مى خورند حتى داوود (علیه السلام) به زحمت از زره سازى نان مى خورد، گاهى از روى طعنه به او مى گفتند، اگر چیزى پیدا كردى تنها نخورى مرا هم صدا بزن و آن مرد متصل دعایش ‍ همین بود.
تا كه شد مشهود در شهر و شهیر
گه ز انبان تهى جوید پنیر
تا كه یك روز گرسنه و ناشتا در منزلش نشسته بود و مشغول دعا بود ناگاه در خانه باز شد و گاوى سرگذارد و وارد خانه شد، آن مرد گفت: روزى حلالى كه از خدا مى خواستم همین است، برخواست، گاو را روى زمین انداخت و سر گاو را برید، قدرى از گوشت گاو را كباب كرد و خورد كه صاحب گاو باخبر شد و به خانه آن مرد دوید، گاو را كشته دید، پرسید چرا گاو مرا كشتى، گفت:
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب


موضوع: داستان، علمی، شعر،
برچسب ها: مرد بیکار، روزی، بدون زحمت، گاو، مرد ثروتمند، حضرت داوود،
[ چهارشنبه 1 آبان 1392 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

دزدی مـال و دزدی دیـن

گویند روزی دزدی در راهی، بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود.

آن شخص بسته را به صاحبش برگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند.

و من دزد مال او هستم، نه دزد دین.

اگر آن را پس نمیدادم و عقیده صاحب آن مال، خللی می یافت ؛

آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است ...





موضوع: داستان، علمی، کوتاه وخواندنی، پند واندرز،
برچسب ها: دزد، دزد مال، درد دین، مال زیاد، دعا،
[ شنبه 27 مهر 1392 ] [ 04:39 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

معنای آیات سجده

1-  إِنَّ الَّذِینَ عِندَ رَ‌بِّكَ لَا یَسْتَكْبِرُ‌ونَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَیُسَبِّحُونَهُ وَلَهُ یَسْجُدُونَ(اعراف 206)

یقیناً مقرّبان و نزدیکان خدا هیچ گاه از عبادت و بندگی اش تکبّر نمی ورزند، وهمواره او را تسبیح می گویند، و پیوسته برای او سجده می كنند.

2- وَلِلَّـهِ یَسْجُدُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ طَوْعًا وَكَرْ‌هًا وَظِلَالُهُم بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ(رعد  15)

خواه و ناخواه براى خداوند سجده مى‌كنند همه آنها كه در آسمانها و زمینند و سایه‌هایشان نیز بامدادان و شامگاهان به سجده مى‌افتند.

3- وَلِلَّـهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْ‌ضِ مِن دَابَّةٍ وَالْمَلَائِكَةُ وَهُمْ لَا یَسْتَكْبِرُ‌ونَ ﴿٤٩ یَخَافُونَ رَ‌بَّهُم مِّن فَوْقِهِمْ وَیَفْعَلُونَ مَا یُؤْمَرُ‌ونَ(نحل 50)

هر چه در آسمانها و زمین است از جنبندگان و فرشتگان خدا را سجده مى‌كنند و تكبر نمى‌ورزند. 49 از پروردگارشان كه فراز آنهاست مى‌ترسند و به هر چه مأمور شده‌اند همان مى‌كنند.

4- قُلْ آمِنُوا بِهِ أَوْ لَا تُؤْمِنُوا ۚ إِنَّ الَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهِ إِذَا یُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ یَخِرُّ‌ونَ لِلْأَذْقَانِ سُجَّدًا ﴿١٠٧ وَیَقُولُونَ سُبْحَانَ رَ‌بِّنَا إِن كَانَ وَعْدُ رَ‌بِّنَا لَمَفْعُولًا ﴿١٠٨ وَیَخِرُّ‌ونَ لِلْأَذْقَانِ یَبْكُونَ وَیَزِیدُهُمْ خُشُوعًا ۩ ﴿١٠٩﴾ اسرا

بگو: خواه بدان ایمان بیاورید یا ایمان نیاورید، آنان كه از این پیش دانش آموخته‌اند، چون قرآن برایشان تلاوت شود سجده‌كنان بر روى درمى‌افتند. 107 و مى‌گویند: منزه است پروردگار ما. وعده پروردگار ما انجام‌یافتنى است108 و به رو درمى‌افتند و مى‌گریند و بر خشوعشان افزوده مى‌شود.109

5- أُولَـٰئِكَ الَّذِینَ أَنْعَمَ اللَّـهُ عَلَیْهِم مِّنَ النَّبِیِّینَ مِن ذُرِّ‌یَّةِ آدَمَ وَمِمَّنْ حَمَلْنَا مَعَ نُوحٍ وَمِن ذُرِّ‌یَّةِ إِبْرَ‌اهِیمَ وَإِسْرَ‌ائِیلَ وَمِمَّنْ هَدَیْنَا وَاجْتَبَیْنَا ۚ إِذَا تُتْلَىٰ عَلَیْهِمْ آیَاتُ الرَّ‌حْمَـٰنِ خَرُّ‌وا سُجَّدًا وَبُكِیًّا ۩ ﴿٥٨ مریم

اینان گروهى از پیامبران بودند كه خدا به آنان انعام كرده بود، از فرزندان آدم و فرزندان آنان كه با نوح در كشتى نشاندیم و فرزندان ابراهیم و اسرائیل و آنها كه هدایتشان كردیم و برگزیدیمشان. و چون آیات خداى رحمان بر آنان تلاوت مى‌شد، گریان به سجده مى‌افتادند.

6- أَلَمْ تَرَ‌ أَنَّ اللَّـهَ یَسْجُدُ لَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَمَن فِی الْأَرْ‌ضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ‌ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ‌ وَالدَّوَابُّ وَكَثِیرٌ‌ مِّنَ النَّاسِ ۖ وَكَثِیرٌ‌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ ۗ وَمَن یُهِنِ اللَّـهُ فَمَا لَهُ مِن مُّكْرِ‌مٍ ۚ إِنَّ اللَّـهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ۩ ﴿١٨﴾ حج

آیا ندیده‌اى كه هر كس در آسمانها و هر كس كه در زمین است و آفتاب و ماه و ستارگان و كوهها و درختان و جنبندگان و بسیارى از مردم خدا را سجده مى‌كنند؟ و بر بسیارى عذاب محقق شده و هر كه را خدا خوار سازد، هیچ كس گرامیش نمى‌دارد. زیرا خدا هر چه بخواهد همان مى‌كند.

7- وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ اسْجُدُوا لِلرَّ‌حْمَـٰنِ قَالُوا وَمَا الرَّ‌حْمَـٰنُ أَنَسْجُدُ لِمَا تَأْمُرُ‌نَا وَزَادَهُمْ نُفُورً‌ا ۩ ﴿٦٠﴾ فرقان

و چون به آنان گفته شد كه رحمان را سجده كنید، گفتند: رحمان چیست؟ آیا بر هر كس كه تو فرمان مى‌دهى سجده كنیم؟ و بر نفرتشان افزوده شد.

8- أَلَّا یَسْجُدُوا لِلَّـهِ الَّذِی یُخْرِ‌جُ الْخَبْءَ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْ‌ضِ وَیَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ ﴿٢٥ اللَّـهُ لَا إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ رَ‌بُّ الْعَرْ‌شِ الْعَظِیمِ ۩ ﴿٢٦﴾نمل

9-
إِنَّمَا یُؤْمِنُ بِآیَاتِنَا الَّذِینَ إِذَا ذُكِّرُ‌وا بِهَا خَرُّ‌وا سُجَّدًا وَسَبَّحُوا بِحَمْدِ رَ‌بِّهِمْ وَهُمْ لَا یَسْتَكْبِرُ‌ونَ ۩ ﴿١٥﴾ سجده

تنها كسانى به آیات ما ایمان آورده‌اند كه چون آیات ما را بشنوند به سجده بیفتند و پروردگارشان را به پاكى بستایند و سركشى نكنند.

10- قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤَالِ نَعْجَتِكَ إِلَىٰ نِعَاجِهِ ۖ وَإِنَّ كَثِیرً‌ا مِّنَ الْخُلَطَاءِ لَیَبْغِی بَعْضُهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَقَلِیلٌ مَّا هُمْ ۗ وَظَنَّ دَاوُودُ أَنَّمَا فَتَنَّاهُ فَاسْتَغْفَرَ‌ رَ‌بَّهُ وَخَرَّ‌ رَ‌اكِعًا وَأَنَابَ ۩ ﴿٢٤﴾ ص

داود گفت: او كه میش تو را از تو مى‌خواهد تا به میشهاى خویش بیفزاید بر تو ستم مى‌كند. و بسیارى از شریكان جز كسانى كه ایمان آورده‌اند و كارهاى شایسته كرده‌اند -و اینان نیز اندك هستند- بر یكدیگر ستم مى‌كنند. و داود دانست كه او را آزموده‌ایم. پس از پروردگارش آمرزش خواست و به ركوع درافتاد و توبه كرد.

11- وَمِنْ آیَاتِهِ اللَّیْلُ وَالنَّهَارُ‌ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ‌ ۚ لَا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ‌ وَاسْجُدُوا لِلَّـهِ الَّذِی خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِیَّاهُ تَعْبُدُونَ ﴿٣٧ فَإِنِ اسْتَكْبَرُ‌وا فَالَّذِینَ عِندَ رَ‌بِّكَ یُسَبِّحُونَ لَهُ بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ‌ وَهُمْ لَا یَسْأَمُونَ ۩ ﴿٣٨﴾ فصلت

و از نشانه‌هاى قدرت او شب و روز و آفتاب و ماه است. به آفتاب و ماه سجده مكنید. به خداى یكتا كه آنها را آفریده است سجده كنید، اگر او را مى‌پرستید. 37 اگر آنان تكبر مى‌ورزند، آنها كه در نزد پروردگار تو هستند بى‌آنكه ملول شوند شب و روز تسبیح او مى‌گویند.

12- فَاسْجُدُوا لِلَّـهِ وَاعْبُدُوا ۩ ﴿٦٢﴾ نجم

پس خدا را سجده كنید و او را بپرستید.

13- فَمَا لَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ ﴿٢٠ وَإِذَا قُرِ‌ئَ عَلَیْهِمُ الْقُرْ‌آنُ لَا یَسْجُدُونَ ۩ ﴿٢١﴾ انشقاق

ایشان را چه شده است که ایمان نمی‌آورند؟ 20 و چون قرآن بر آنها خوانده شود سجده نمى‌كنند؟

14- كَلَّا لَا تُطِعْهُ وَاسْجُدْ وَاقْتَرِ‌ب ۩ ﴿١٩﴾ اقرا

نه، هرگز، از او پیروى مكن و سجده كن و به خدا نزدیك شو.

منبع:http://alquran-alkarim.mihanblog.com




موضوع: علمی، قرآنی، تفسیر،
برچسب ها: آیات سجده، قرآن کریم، ترجمه، معنا،
[ شنبه 20 مهر 1392 ] [ 01:45 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

آفتاب گردان



 متنی بسیار زیبا و خواندنی با عنوان "ما همه آفتابگردانیم" از عرفان نظرآهاری

گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا . ما همه آفتاب گردانیم . اگر آفتابگردان به خاک خیره شود و به تیرگی ؛ دیگر آفتاب گردان نیست…


گل آفتاب گردان رو به نور می چرخد و آدمی رو به خدا .

ما همه‌ آفتابگردانیم.

بقیه در ادامه مطلب





ادامه مطلب


موضوع: کوتاه وخواندنی، پند واندرز، فضایل، علمی،
برچسب ها: آفتاب گردان، عشق، خدا، تیرگی،
[ شنبه 13 مهر 1392 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

خدایا



بسم الله الرحمن الرحیم

گفتم : خدا آخه این همه سختی ؟ چرا ؟

گفت : * ان مع العسر یسرا *

" قطعا به همراه هر سختی آسانی هم هست. " (شرح/6)

گفتم : واقعا ؟
گفت : * فان مع العسر یسرا *
" حتما به همراه هر سختی آسانی هم هست. " (شرح/7)

گفتم : خوب خسته شدم دیگه ...
گفت : * لا تقنطوا من رحمة الله *
" از رحمت من نا امید نشو . " (زمر/53)

گفتم : انگار منو فراموش کردی ؟
گفت : * فاذ کرونی اذکرکم *
" منو یاد کن تا تو رو یاد کنم. " (بقرة/152)

گفتم : تا کی باید صبر کرد؟
گفت : * و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبآ *
" تو چه می دونی ! شاید موعدش نزدیک باشه " (احزاب/63)

گفتم : تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک، خیلی دوره! تا اون موقع چکار کنم؟
گفت : *و اتبع ما یوحی الیک واصبر حتی یحکم الله *
" کارهایی رو که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خودم حکم کنم. (یونس/109)

ناخواسته گفتم : الهی و ربی من لی غیرک
گفت : * الیس الله بکاف عبده *
" من هم برای تو کافی ام " (زمر/36)

گفتم : تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و ظرف صبرم کوچیکه ... یک اشاره کنی تمومه!
گفت : *عسی ان تحبوا شیئآ وهو شرّ لکم *
" شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه! " (بقرة/216)

گفتم : خدایا بعضی ها خیلی طعنه می زنن !!
گفتی : * وَ ذَر الَّذینَ اتَّخَذُوا دِینَهُم و لَعِباً و لَهْواً و غَرَّتْهُمُ الحْیاةُ الدُّنْیا .... * .
" رها کن کسانی را که دینشون را به مسخره و بازیچه گرفته ان و زندگی دنیا اون ها را فریب داده " (70/انعام)

خدایا دوستت دارم.

 اللهم صل علی محمد و آل محمد






موضوع: کوتاه وخواندنی، پند واندرز، مناجات، فضایل، علمی، قرآنی،
[ جمعه 12 مهر 1392 ] [ 02:57 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

حکایات

حكایت باقیات الصالحات

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

روزی عیسی علیه السلام به سر قبری رسید که صاحبش معذّب بود. پس از یک سال، دوباره به سر آن قبر آمد، دید که صاحبش معذب نیست. عرض کرد: خداوندا، سال گذشته بر این قبر عبور کردم، دیدم صاحبش معذب است ولی امسال که آمدم، میبینم که معذب نیست، علت این کار چیست؟

خداوند به حضرت عیسی علیه السلام وحی فرمود: ای روح الله ! فرزند این شخص بالغ شده و راه صالح را گرفت (یا راهی را برای مردم اصلاح کرد) و به یتیمی جا داد. من به خاطر عمل فرزندش، از گناه این شخص صرفنظر کردم

حكایت دزد و آیه الكرسی

پدر ابوبكربن نوح از قول دوستش در نهروان می گوید: عادت داشتم هر شبآیة الكرسی را می خواندم و بر دكان می دمیدم. شبی یادم رفت بخوانم، به خانه رفتم وقت خواب یادم آمد و آن را خواندم و به اطراف دكان دمیدم . فردا دكان را باز كردم دیدم دزدی هرچه در دكان است جمع كرده و مردی آنجا نشسته.

گفتم: كیستی و اینجا چه می كنی؟

آن مرد گفت: داد نزن. من چیزی از تو نبرده ام. نگاه كن تمام متاع تو موجود است. من اینها را بستم. هر گاه خواستم ببرم، درب را نیافتم . چون بر زمین نهادم و نشان كردم باز تا خواستم ببرم، درب دیوار شد. شب را به این بلا بسر بردم تا اینكه تو درب را باز كردی.

اكنون اگر خواهی مرا عفو كن كه من توبه كردم و چیزی هم از تو نبرده ام. آن مرد گوید دست از او برداشتم و خدا را شكر كردم.






موضوع: داستان، علمی، کوتاه وخواندنی، پند واندرز،
[ چهارشنبه 10 مهر 1392 ] [ 10:17 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات