مرحبا یا شهر رمضان

رمضان  قله ملکوتی عشق خداست


رمضان  قله ملکوتی عشق خداست

قله های رفیع با چشم روئیت نمی شود . باید رفیع شد تا  بتوانی در دیده خویش  بگنجانی آن همه عظمت را .

قله های کوچک فتحش اسان و لذتش کم است قله هر چه بلند تر عشق به بالارفتنش بیشتر . همه مهمانی ها ادم را سیر می کند سیر شدن از نوع جسمانی  ولی مهمانی خدا گرسنگی دارد و عطش. نه خبر از فربگی است نه خبر از جان نمایی است . هر چه است روح است و عشق و خدا . رمضان کریم است . رمضان قله رفیع  عشق به خداست تا از ان بالا روی و قلب خود را چنان در چشمه محبت الهی جلا دهی که شود اینه ی چینیان در برابر تصویر رومیان . به راستی که دل قدم گاه خداست و سنگ فرش ان رمضان است و اشک برای حق . برای جانی که جانان در دستان اوست . خدایا توفیق درک قله رفیع عشقت،  شیرینی وصالت و حلاوت نعماتت را بر ما عطا فرما ...

رمضان ماه حصول تقوا و منبع خیر و بركت تمام سال

مجدّد ألف ثانی شیخ احمد سرهندی درباره نقش تأثیرگذار و مهم ماه مبارك رمضان در زندگی انسان

مسلمان می‌فرماید: «این ماه [رمضان]، جامع جمیع خیرات و بركات است، هر بركتی و خیری كه در


تمام سال به هر كه می‌رسد،‌ از هر راه كه می‌آید، قطره‌ای است از دریای بی‌نهایت بركات این

شهر عظیم‌القدر. جمعیّت [خاطر] این ماه،‌ سبب جمعیّت [خاطر] تمام سال است و تفرقة این ماه،‌

سبب تفرقة تمام سال. پس هر كه این ماه را به جمعیّت [خاطر] گذراند و از خیرات و بركات این

ماه بهره‌مند شود، تمام سال به جمعیّت [خاطر] گذراند و به خیر و بركت مملو و محتوی باشد.


بركاتی كه به ایام (روزهای) این شهر (ماه) وابسته‌اند، دیگراند، و خیراتی كه به لیالی (شب‌های)

آن متعلّق‌اند، دیگر».(1)

 

روزه و مفهوم صحیح تقوا

«یا‌ أیّها الذین آمنوا كتب علیكم الصیام كما كتب علی الذین من قبلكم لعلّكم تتقون»[بقره: 183]؛

ای مؤمنان، روزه بر شما فرض شده است چنان‌كه بر امّت‌های پیش از شما فرض شده بود، باشد

كه [با بهره‌مندی از این نعمت] تقوا پیشه كنید.


خداوندمتعال در این آیه هدف اصلی از فرض شدن روزه رمضان را تحصیل تقوا بیان كرده است؛

هرگاه تقوا حاصل گشت و انسان متقی گردید، آن‌گاه به الله می‌رسد و دروازة هرگونه خیر

و بركت و سعادت و خوشبختی به رویش باز می‌شود.


خداوند در آیة مذكور، روزة ماه رمضان را وسیلة رسیدن به تقوا و پرهیزگاری معرفی كرده است. حال باید

دید تقوا یعنی چه. علامه سیّد ابوالحسن ندوی ضمن بیان مفهوم تقوا می‌گوید: متقی كسی نیست


كه پیوسته عبادت می‌كند، كم می‌خوابد و یا اصلاً نمی‌خوابد و غذا نمی‌خورد و یا كم می‌خورد،


به كثرت نماز می‌خواند، شب زنده‌دار است و روزه می‌گیرد؛ بلكه تقوا یك صفت است، تقوا اسم خوف است،

تقوا اسم عبادت، تلاوت و تسبیح نیست. تقوا مزاج و خصلتی است كه در انسان پیدا می‌شود. رمضان

برای این می‌آید تا ما را متّقی بگرداند: «لعلّكم تتقون». نه این‌كه با آمدن رمضان تقوا هم می‌آید و با رفتن

رمضان تقوا هم می‌رود؛ چنین چیزی را را تقوا نمی‌گویند. تقوا یعنی عادت دادن نفس به رعایت ادب خداوند

و ایجاد احساس حضور همیشگی خداوند در هر لحظة زندگی. به‌طوری‌كه پیش از انجام هركار بیاندیشد كه

آیا انجام این كار سبب خوشنودی الله می‌شود یا سبب ناخوشنودی او؛ آیا مطابق دین و شریعت است

یا نه. ملكه‌شدن این عادت و احساس را تقوا می‌گویند. بعضی فكر می‌كنند با روزه‌گرفتن 29 یا 30 روز از

رمضان در لیست متّقیان قرار می‌گیرند، یا كسی كه روزه گرفت و چیزی نخورد و چندین‌بار قرآن را ختم كرد

و در شب تراویح خواند او متّقی است. هدف آیه این نیست كه اگر امتحان رمضان خوب پاس شد بعد از

آن اعمال تعطیل است؛ بلكه هدف این است كه در30 روز ماه رمضان در تمام روز از خوردن و نوشیدن


چیزهای حلال و پاكیزه خودداری شود و با وجود این‌كه در خانه بهترین نوشیدنی‌ها و خوراكی‌ها موجود

است و به‌شدّت به آنها احساس نیاز می‌شود ولی بنده صرفاً جهت اطاعت از حكم و دستور خداوند از

صبح صادق تا غروب آفتاب یك قطره آب گوارا و لقمة حلال و پاكیزه از حلقش پایین نمی‌برد. با این وصف،

وقتی رمضان تمام می‌شود این احساس و ملكه را در بنده به‌وجود می‌آورد كه در رمضان به‌دستور خداوند

نوشیدنی‌ها و خوراكی‌‌های حلال را ترك كردیم پس در غیر رمضان نیز باید به اطاعت از دستور خداوند

از ‌گناه و معصیت دوری كنیم، دروغ نگوییم، گواهی دروغین ندهیم، مردم‌آزاری نكنیم، حق كسی را

تلف نكنیم، به كسی تهمت و افترا نزنیم، دزدی نكنیم، ظلم نكنیم، خون كسی را نریزیم، مال حرام


نخوریم، و عادت كنیم از آنچه خداوند منع كرده است بازآییم. به‌همین‌دلیل خداوند فرمود: «لعلّكم تتقون»،

و نفرمود: لعلّكم تعبدون یا لعلّكم‌ تشكرون یا لعلّكم تحجّون.‌ زیرا هرگاه شرم‌داشتن از خدا، یعنی تقوا، تبدیل

به ملكه و مزاج انسان شود خودبه‌خود دیگر اعمال اصلاح می‌شوند.(2)


روزه علامت خوف و محبّت قلبی انسان با خداست و این احساس قلبی، انسان را از ارتكاب گناه باز


می‌دارد؛ زیرا اكثراً ارتكاب گناه و معصیت به‌دلیل كمبود محبّت و خوف الهی انجام می‌گیرد. پس زمانی

كه انسان از گناهان و امراض باطنی و درونی محفوظ بماند از عذاب جهنّم نیز نجات می‌یابد. به‌همین


دلیل پیامبراكرم صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم می‌فرماید: «الصیام جنّة و حصن حصین من النّار»[مسند احمد،

حدیث 9214]؛ روزه سپر و دژ محكمی در مقابل عذاب جهنّم است.


روزه همان‌طور كه معالج و درمانگر امراض باطنی است، همین‌طور سبب علاج امراض ظاهری و جسمی


نیز می‌شود، زیرا بسیاری از بیماری‌ها بر اثر پرخوری به‌وجود می‌آیند و روزه پرخوری را كاهش می‌دهد

و در نتیجه بیماری كمتر می‌شود. چنان‌كه در حدیث آمده است: «لكل شیء زكاة و زكاة الجسد

الصوم»[سنن ابن‌ماجه، حدیث 1745]؛ برای هر چیزی زكاتی است و زكات (وسیلة پاكی) بدن

روزه است. در روایت دیگری آمده است: «صوموا تصحّوا»؛ روزه بگیرید تا تندرست وسالم شوید.(3)


روزه نفس را فروتن، عقل و درك را تصفیه و انسان را به صفات پسندیدة ملائكه مزیّن می‌كند و انسان

را به همدردی با گرسنگان و فقیران و بی‌نوایان وامی‌دارد.

جوانب تربیتی روزه

ـ تربیت ایمانی: روزه ایمان درونی را تقویت می‌كند، چنان‌كه رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم می فرماید:

«من صام رمضان ایماناً و احتساباً غفرله ما تقدّم من ذنبه»[صحیح بخاری، حدیث 1901]؛ كسی

كه براساس عقیده‌ای راسخ و یقینی صادق و با انگیزة كسب ثواب، روزه می‌گیرد، گناهان و


لغزش‌هایش بخشوده می‌ِشود.


روزه ارتباط انسان را با پروردگارش محكم و قوی، و نفس و قلب را مملو از تقوای خداوند عزّوجلّ می‌گرداند، به‌طوری‌كه در پنهان و پیدا خداوند را ناظر بر اعمال خود می‌داند.


روزه بزرگ‌ترین مظهر تربیت و تهذیب نفس است؛ چراكه هیچ نگهبان و مراقبی برای روزه‌‌دار به‌جز الله نیست، آن هنگام كه گرسنگی و تشنگی فشار می‌آورند و خواهشات نفسانی و تمنّای لذایذ بر او هجوم می‌آورند و مسلمان روزه‌دار پایمردی نشان می‌دهد و جلو خواهشات نفسانی را می‌گیرد تا رضای الهی را حاصل كند.


ـ تربیت سلوك و رفتار: تعامل نیكو از ایمان حقیقی و یقین صادق سرچشمه می‌گیرد و ثمرة ارادة قوی است. ایمان حقیقی و یقین صادق و ارادة قوی به انسان این توانایی و قدرت را می‌دهد كه گفتار و كردارش را در مسیر صحیح جهت دهد، به‌طوری‌كه از زبانش چیزی كه آزار و اذیت مردم و خشم و غضب خداوند را در پی دارد بیرون نیاید و از اعضا و جوارحش كردار زشت و نامناسبی سر نزند. برای مقبولیت روزه نزد الله، ضروری است که روزه‌دار علاوه‌بر ترک خوردن و نوشیدن، زبان، دهان و سایر اعضای خود را از گناهان و اعمال زشت حفاظت کند، چنان‌كه حدیث پیامبراكرم صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم است: «من لم‌یدع قول الزور و العمل به فلیس لله حاجة فی أن یدع طعامه و شرابه»[صحیح بخاری، حدیث 1903]؛ شخص روزه‌داری که سخنان بیهوده و کارهای بیهوده را ترک نکند، خداوند نیازی به گرسنه شدن و تشنه شدن وی ندارد.


روزه وسیله‌ای است برای تربیت نفس به تحمّل و مقاومت در برابر مشكلات زندگی و كنترل نفس در برابر هر آزار و اذیتی كه از دیگران به انسان می‌‌رسد. فریضة روزه، سلوك پاكیزه و مطهّر، و روحیة گذشت و تسامح را در انسان پرورش می‌دهد؛ به‌طوری كه اگر كسی به او ناسزا بگوید و یا كسی بر او ظلم و ستم روا دارد، روزه‌دار از او درگذر می‌كند و زشتی را با نیكی، درشتی را با نرمی، و بدی را با گذشت و عفو پاسخ می‌دهد؛ چنان‌كه رسول اكرم صلّی‌الله‌وعلیه‌سلّم به همین مطلب اشاره می‌كند: «إذا كان یوم صوم أحدكم فلایرفث یومئذ و لایصخب فإن سابّه أحد أو قاتله فلیقل: إنّی امرؤ صائم»[صحیح بخاری، حدیث 2706]؛ وقتی یکی از شما روزه‌دار بود، دشنام و ناسزا نگوید و با صدای بلند بر سر دیگری داد نزند و اگر کسی به او بد گفت و یا با او جنگید، بگوید: من روزه دارم.


بنابراین، روزه اگر در تهذیب اخلاق و ترقی سلوك و رفتار انسان و بهبود تعامل فردی او با دیگران مؤثر واقع نشود، كالبدی بدون روح است.

نماز تراویح

نماز تراویح یكی دیگر از بزرگ‌ترین اعمال ماه رمضان است كه سبب قرب بنده به الله می‌شود. نماز تراویح سنّت مؤكّده علی‌الكفایه است، در مسجد محله با جماعت ادا می‌شود و اگر كسی در خانه فُرادا بخواند سنّت ادا می‌شود امّا از ثواب جماعت محروم می‌گردد. اگر در كل محله نماز تراویح خوانده نشود همة اهل محله به سبب ترك این سنّت گنهكار می‌شوند.


در این ماه دو عبادت جمع شده است،‌ روزه در روز، و قیام و تراویح در شب، چنان‌كه پیامبر صلّی‌الله‌وعلیه‌سلّم می‌فرماید: « إن الله تبارك و تعالی فرض صیام رمضان علیكم و سننت لكم قیامه فمن صامه و قامه ایماناً و احتساباً خرج من ذنوبه كیوم ولدته أمه»[سنن نسائی، حدیث2212]؛ خداوند روزة رمضان را فرض كرده است و من قیام و نماز خواندن در شب‌های رمضان را سنّت قرار داد‌ه‌ام؛ هر كس با عقیده‌ای راسخ و با انگیزة كسب ثواب، روزهای رمضان را روزه بگیرد و در شب‌های آن به خواندن نماز قیام كند، از گناهان چنان پاك می‌شود كه روز تولّدش از مادر از گناه پاك بود.


در این‌جا ذكر این مطلب لازمی است كه نماز تراویح یك سنّت مستقل و خواندن كل قرآن در تروایح یك سنّت مستقل دیگر است. بعضی پس از ختم قرآن در تراویح در چند شب، در شب‌های باقی‌ماندة رمضان نماز تروایح نمی‌خوانند كه این اشتباه است، چون تراویح در تمام شب‌‌های رمضان سنّت است و ختم كل قرآن یك‌بار در تراویح سنّت مستقلی است.

 

تلاوت قرآن

رسول اكرم صلّی‌الله‌و‌علیه‌وسلّم قرآن و روزه را دو شفاعت‌كنندة بزرگ معرفی كرده است: «الصیام و القرآن یشفعان للعبد یوم القیامة یقول الصیام ربّ إنّی منعته الطعام و الشهوات بالنهار فشفّعنی فیه و یقول القرآن ربّ منعته النوم باللیل قال فیشفعان»[مستدرك‌علی‌الصحیحین، حدیث 2036]؛ روزه و قرآن هر دو برای انسان در روز قیامت شفاعت می‌كنند. روزه می‌گوید: پروردگارا! من این شخص را از خوردن و نوشیدن و ارضای شهوات بازداشتم، امروز شفاعت من را در حق او قبول فرما! و قرآن می‌گوید: من او را از خواب و استراحت در شب بازداشتم، بارالها! امروز شفاعت من را در حق او قبول بفرما! چنان‌كه سفارش روزه و قرآن در حق آن شخص قبول می‌شود.

دعا و نیایش

دعا و نیایش روزه‌دار از همة دعاكنندگان به قبولیت نزدیك‌تر است. عبدالله بن ‌عمرو از رسول‌ خدا صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم روایت می‌كند: «للصائم عند إفطاره دعوة مستجابة»[مسند طیالسی، حدیث 2364]؛ روزه‌دار به هنگام افطارش دعای مقبولی دارد. به‌‌همین‌‌خاطر عبدالله بن ‌عمرو به هنگام افطار اهل و عیال و فرزندانش را فرامی‌خواند و دعا می‌كرد.

اعتكاف

یكی از سنّت‌‌های پسندیده در ماه رمضان اعتكاف است. هدف از اعتكاف دل را پاك‌كردن از تعلّقات دنیوی و تفكّرات مادّی و مشغول‌شدن به ذكر و عبادت پروردگار است. علامه ابن‌قیّم رحمه‌الله می‌‌گوید: هدف از اعتكاف و روح آن، دل را به ذات پروردگار وابسته ‌كردن است؛ بدین‌صورت كه از همة جوانب منقطع و با او مجتمع شود، از غیر او ببرد و چنان به او مشغول شود كه به‌جای همة خیالات و تفكّرات، یاد و محبّت او در دلش جای گیرد.


اعتكاف دهة اخیر رمضان سنّت مؤكّده علی‌الكفایه است؛ یعنی اگر در یك محله و حتّی در یك روستای كوچك كسی در مسجد به اعتكاف ننشیند همة اهل آن محله و روستا به‌خاطر ترك سنّت اعتكاف گنهگار می‌شوند و اگر یك نفر در مسجد اعتكاف كند از طرف همه آنها سنّت ادا می‌شود.


پیامبر اسلام به اعتكاف رمضان ترغیب می‌دادند و خودشان هر سال به اعتكاف اهتمام می‌كردند. حضرت ابوهریره روایت می‌كند: «كان رسول الله صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم یعتكف فی‌ كل رمضان عشرة أیام فلمّا كان العام الذی قبض فیه إعتكف عشرین یوماً»[صحیح بخاری، حدیث 2044]؛ رسول‌اكرم صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم هر رمضان ده روز به اعتكاف می‌نشست و در سالی كه وفات یافت بیست روز اعتكاف نمود.


ابن‌عباس رضی‌الله‌عنه روایت می‌كند: «أنّ رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌و‌سلّم قال فی المعتكف هو یعكف الذنوب و یجزی له من الحسنات كحامل الحسنات كلها»[سنن‌ابن‌ماجه، حدیث 1781]؛ رسول‌اكرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌سلّم در مورد معتكف فرمودند: معتكف از گناهان محفوظ می‌ماند و در عوض اعمال حسنه‌ای كه او به‌خاطر اعتكاف نمی‌تواند آنها را انجام دهد، به او به اندازة كسی كه آنها را انجام می‌دهد، پاداش داده‌ ‌می‌شود.


 

فطریه

صدقة فطر از طرف ذات انسان ادا می‌شود، لذا به آن زكات بدن و زكات فطر می‌گویند. خدواند متعال فطریه را برای همدردی و مواسات با محتاجان و مستمدان‌ و برای جبران و تلافی نقص و خطا و لغزش‌های روزه‌دار‌ واجب کرده است؛ چنان‌كه حضرت ابن‌عباس از پیامبر اكرم صلّی‌الله‌علیه‌و‌سلّم روایت می‌كند: «فرض رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌و‌سلّم زكاة الفطر طهرةً للصائم من اللغو و الرفث و طعمة للمساكین»[سنن ابوداود، حدیث 1609]؛ رسول خدا صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم به‌منظور پاک شدن وجود روزه‌دار از آثار كارهای لغو و سخنان بیهوده، و تأمین غذای مساکین، ادای صدقة فطر را بر روزه‌دار واجب قرار داده است.

 

احیای دهة آخر و شب قدر

همان‌گونه‌كه ماه مبارك رمضان از بقیة ماه‌های سال افضل و برتر است، دهة آخر آن افضل و برتر از دو دهة اوّل آن است و شب قدر غالباً در دهة آخر است،‌ به همین خاطر رسول اكرم صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم در دهة آخر بیشتر عبادت می‌كردند و دیگران را نیز تشویق به كثرت عبادت می‌كردند. از حضرت عایشه رضی‌الله‌عنها روایت است: «كان رسول‌الله صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم إذا دخل العشر الأواخر أحیا اللیل و أیقظ أهله و جدّ و شدّ المئزر»[صحیح بخاری، حدیث 2024]؛ وقتی دهة اخیر رمضان وارد می‌شد پیامبر خدا صلّی‌الله‌علیه‌وسلّم شب‌ها نمی‌خوابید و اهل خانه را نیز بیدار می‌كرد و در عبادت سخت می‌كوشید.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

1.سرهندی، شیخ احمد (مجدّد الف‌ثانی)؛ مكتوبات امام ربّانی؛ چاپ اوّل، تهران: صدّیقی، 1383، ج 1، مكتوب 4، ص60.

2ـ ندوی، ابوالحسن علی؛ قرآنی افادات؛ كراچی: مجلس نشریات اسلام، ص174ـ181.

3ـ الزحیلی، وهبة؛ تفسیر المنیر؛ ترجمة عبدالرئوف مخلص؛ تربت‌جام: شیخ‌الاسلام احمد جام، 1377، ج 1و2، ص 149.


منبع:ندای اسلام



[ دوشنبه 10 مرداد 1390 ] [ 10:13 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات