خیام نیشابوری

وبلاگ جملات حکیمانه




افسوس كه نامه جوانی طی شد

و آن تازه بهار زندگانی دی شد

وآن مرغطرب كه نام او بود شباب

فریاد ندانم كی آمدوكی شد خیام

 


یک عمر به کودکی به استاد شدیم

یک عمر زاستادی خود شاد شدیم

افسوس ندانیم که ما را چه رسید

از خاک بر آمدیم و بر باد شدیم خیام

 


بیشتر درادامه مطلب


در کارگه کوزه گری بودم دوش

دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش

هر یک به زبان حال با من گفتند

کو کوزه گر و کوزه خرو کوزه فروش خیام

 


اسرار ازل را نه تو دانی و نه من

وین حرف معما نه تو دانی و نه من

هست از پس پرده گفتگوی من و تو

چون پرده برافتد نه تو مانی و نه من خیام

 


شیخی به زنی فاحشه گفتا مستی

هر لحظه به دام دگری پا بستی

گفتا شیخا هر آن چه گویی هستم

آیا تو چنان که می نمایی هستی خیام

 


آن به كه در این زمانه كم گیری دوست

با اهل زمانه صحبت از دور نكوست

آنكس كه به جمگی ترا تكیه بر اوست

چون چشم خرد باز كنی دشمنت اوست خیام

 


در هر دشتی كه لاله زاری بوده است

آن لاله ز خون شهریاری بوده است

چو برگ بنفشه كز زمین می روید

خالیست كه بر رخ نگاری بوده است خیام

 


چون آب به جویباروچون باد به دشت

روزی دگر از نوبت عمرم بگذشت

هرگز غم دوروز مرا یاد نگشت

روزی كه نیامدست و روزی كه گذشت خیام

 


ای دل ز زمانه رسم احسان مطلب

وز گردش دوران سرو سامان مطلب

درمان طلبی درد تو افزون گردد

با درد بسازو هیچ درمان مطلب خیام

 


تا کی غم آن خورم که دارم یا نه

وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه

پرکن قدح باده که معلومم نیست

کاین دم که فرو برم برآرم یا نه خیام

 


از منزل کفر تا به دین یک قدم است

وز عالم شک تا یقین یک نفس است

این یک نفس عزیز را خوش میدار

کز حاصل عمر ما همین یک نفس است خیام

 


نیکی و بدی که در نهاد بشر است

شادی و غمی که در قضا و قدر است

با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل

چرخ از تو هزار بار بیچاره تر است خیام 

 





موضوع: علمی، پیامک، پند واندرز، کوتاه وخواندنی، مناجات، شعر،
برچسب ها: حکیم عمر خیام نیشابوری، شعر، دوبیتی، دنیا، نفس، انسان،
[ سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 ] [ 09:13 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات