الهی


الهی
نصیرمان باش تا بصیر گردیم ، تا از مسیر برنگردیم
آزادمان کن ، تا اسیر نگردیم
الهی
خوشم که معبودم تویی ، خرسندم که مقصودم تویی
نه دوری که نخوانمت ، نه مستوری که نبینمت ، نه مجهولی که نشناسمت
الهی
کینه را از سینه ام بزدای ، زبانم را از دروغ وتهمت نگه دار
اگر نعمتم بخشیدی ، شاکرم کن ، اگر به بلا افکندی ، صابرم کن 
اگر آزمودی پیروزم کن ، امروز را بهتر از دیروزم کن
الهی
تشنه جانیم وسوخته دل ،سیرابمان کن که از عطش نسوزیم ،
بینایمان کن که تا دیده به سراب ندوزیم
الهی
 تا ما را اهل ضمیر نکرده ای ، ظاهر مکن
ما را بخر ، آنگاه ببر ، تو را به مرادی پذیرفته ایم ، ما را به مریدی بپذیر
الهی
امیران کشور دل به درگاهت حقیرند، ما را امیر کشور دل کن ، تا اسیر فرعون نفس نشویم
گاهی تو را گم می کنیم ، مددی تا خویش را گم نکنیم
الهی
کشتی بر گل می نشیند وموعظه بر دل
هر که به خلوت حضورت راه یابد ، کامل گردد
بخوان ، تا دل به پای سر آید
الهی
بارمان گناه است ویارمان تویی
اکر گریه سود می بخشد ، این دیدگان پر اشک
اگر سجده ، دریای رحمتت رو به جوش می آورد
این چهره نهاده بر خاک
اگر توبه  سبب ساز طهارت جان  آمرزش عصیان است
این دل شکسته واین جان سوخته
ما را کوچک کن تا بزرگ شویم ، ما را به خودمان وا مگذار
عنان روحمان را به شیطان مسپار ، بخواه تا بخواهیم
بطلب  ، تا فاصله ها را بکاهیم




[ سه شنبه 26 مهر 1390 ] [ 02:50 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات