پروردگارا ...

الهی
ای مونس غریبان
ای همره تنهایان 
اى پناهگاه هر ترسان
و ای آرامش جاودان

 ای شنونده آگاه از نجوا
و ای اولین و واپسین امید

آری باز هم منم
بنده نالایقت ... 

 پشیمان از هرچه تو را از من دور کرد. امیدوار به بخشایش تو با همه چیز خود به درگاهت آمده ام. دستی خالی پر از نیاز ،چشمی غمین پراز اشک و دلی شکسته پراز سوز .به درگاه تو آمده ام ،همان درگاهی که خود فرمودی به روی هیچ کس بسته نیست.پس چه گویم از آنچه خود بهتر میدانی.
دریاب دلی را که سخت تنگ است ...
ای پروردگار مهربان من امیدی بر من عطا فرما تا از هرچه جز توست دل بکنم ،و نگرشی که همه چیز را در یاد تو بنگرد. در لحظه لحظه این سفر پناهگاه من باش که بر خودت پناه میبرم از هر آنچه غضب تو را سبب باشد.

توان آن را ندارم تا اوج حرف هایم را زیباتر از آنچه خود بر من آموختی بگویم 

 " اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقیمَ صِراطَ الَّذینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّینَ "




[ شنبه 5 آذر 1390 ] [ 06:25 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات