دیروز و امروز

با سلام خدمت  دوستان گلم . امروز که داشتم داخل اینترنت می گشتم یه مطلبی به چشمم خورد که خیلی جالب بود که تا حالا فکرش رو نکرده بودم گفتم بذارمش ببینم تا حالا شما بهش فکر کردین یا نه؟؟؟




عکس: دفتر مشق‌های دیروز و امروز‬

مشرق: گاهی جزئیات خاطرات گذشته و مقایسه آن با حال و هوای امروز نشانگر تغییر مسیرهای جدی در حال و هوای اجتماعی است؛ گاهی یادکرد برخی خاطره ها جدی تر از آن است که به عنوان سرگرمی به آن ها نگاه کنید.

از دفتر مشق های ما...



تا دفتر مشق های بچه های امروز...



!!! نظرتون چیه !!!

منبع:تابناک


[ شنبه 9 مهر 1390 ] [ 10:20 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

ذکر خدا


آثار و فواید ذكر خدا «ذكر الهی» چون نسیم فرحبخش، حیات معنوی را به انسان هدیه می كند؛ قلب خسته و افسرده انسان با «یاد خدا» طراوت می یابد و در كشاكش مشكلات و انبوه گرفتاریها به یاد معشوق است كه اطمینان و آرامش را برای جانها به ارمغان می آورد. انسانی كه در هر لحظه به یاد خداوند و فقر و احتیاج خویش به ذات اقدس الهی و عقاب و ثواب باشد، در درون خویش راهی برای رشد و نمو رذائل اخلاقی و ارتكاب معاصی نخواهد گذاشت و همواره درصدد رشد و تعالی خویش می باشد.
بنابراین «ذكر و یاد خدا» از مهم ترین عوامل رسیدن به قرب الهی است كه انسان را از جهان ماده به عالم معنا و معنویت می رساند
. «یا ایهاالذین امنوا اذكروا الله ذكرا كثیرا وسبحوه بكره وأصیلا» (احزاب/41-42)
ای كسانی كه ایمان آورده اید، خدا را بسیار یاد كنید و او را در صبحگاه و شامگاه تسبیح كنید. در این مقاله سعی شده است كه مفهوم و مراتب و آثار ذكر موردبررسی قرارگیرد. با هم مطلب را از نظر می گذرانیم.

مفهوم ذكر

«ذكر» در لغت به معنای «یاد كردن» است، خواه با زبان باشد یا با قلب با هردو، خواه بعد از نسیان باشد یا در ادامه ذكر. و نیز «ذكر» به معنای «حفظ شیء» است و خلاف نسیان می باشد.
به بیان دیگر، «ذكر» عبارتست از اینكه آدمی نیروی ادراك خود را متوجه یاد شده كند، یا اینكه نام او را ببرد و یا صفات او را به زبان جاری كند و مصداق مهمتر اینكه در قلب به یاد او باشد.
طبق این معنا ذكر معنای عامی دارد كه هر چیزی را شامل می شود، اما آنچه خداوند در قرآن كریم به آن امر فرموده، «ذكر خداوند» و «یادآوری نعمت های الهی» می باشد كه در سایه آن انسان غبار غفلت و دوری را از قلب خود بزداید و برجان و روح خسته خویش، با باران یاد الهی گلهای طاعت و بندگی را برویاند.( 1)

مراتب ذكر

ذكر مقامی بسیار بلند دارد و دارای مراتب و درجاتی است؛ اولین مرتبه آن، «ذكر لفظی و زبانی» است و مراد از «ذكر لفظی» حرف لقلقه زبان نمی باشد چراكه اگر توجه به معنای الفاظ نباشد هیچ ارزشی ندارد و شاهد این مدعا اینكه گاه انسان افرادی را می بیند كه در عین اینكه با زبان مشغول «ذكر خداوند» هستند، با عمل خویش مرتكب گناه و معصیتی می شوند! و حال آنكه ذكر حقیقی، انسان را از گناه بازمی دارد.
مرتبه دوم؛ ذكر قلبی است یعنی توجه به خداوند از دل انسان بجوشد و به زبان جاری شود، هرچند حتماً لازم نیست به زبان جاری شود.
مرتبه سوم؛ یاد كردن خدا در تمامی احوال است و اینكه انسان حتی یك لحظه هم از یاد خدا غافل نباشد و در تمامی اوقات خدا را حاضر و ناظر بر اعمال خویش بداند. با دقت در آیات و روایات بدست می آید كه اساس ذكر توجه درونی است و اینكه انسان با تمام قلب و جان خویش به ذات پاك خدا توجه كند، همان توجهی كه انسان را از گناه بازمی دارد و به اطاعت فرمان او دعوت می كند به همین دلیل در احادیث متعددی از پیشوایان اسلام نقل شده كه منظور از ذكر خدا یادآوری عملی است. بدیهی است كه انسان از همان ابتدا نمی تواند به مرحله والای ذكر و یاد كردن خدا در تمامی احوال نایل شود بلكه با تمرین و ممارست در گفتن «الفاظ» و دقت در معانی ذكرها، كم كم «پیوسته به یاد خدا بودن» برای او حاصل می شود و چنین نیست كه «ذكر لفظی» ارزش و اعتباری نداشته باشد، بلكه آن هم به نوبه خود موردتأكید قرار گرفته است و منشأ آثار فراوانی می باشد.( 2)







آثار ذكر

«یاد خداوند» آثار و بركات فراوانی دارد كه در آیات و روایات به آن اشاره شده است وما در این جا به برخی از آن ها اشاره می كنیم:

1- مورد یاد خدا قرار گرفتن

«واذكرونی اذكركم واشكروالی ولا تكفرون» ( 3)مرا یاد كنید تا شما را یاد كنم و كفران نورزید.
ذكر خدا معنای وسیع و مصادیق فراوانی دارد. انسانی كه در تمامی لحظات زندگی به یاد ذات پاكی است كه سرچشمه تمام خوبیها و نیكها می باشد و به این وسیله روح و جان خود را پاك و روشن می سازد، خداوند نیز در تمامی مراحل زندگی و در اوج مشكلات و سختی ها او را تنها نمی گذارد.

2- همنشینی با خدا

كسی كه همواره به یاد خدا باشد، خداوند همنشین و جلیس او خواهد بود چنانكه در حدیث قدسی به حضرت موسی(ع) فرمود: ای موسی؛ من همنشین كسی هستم كه مرا یاد كند، موسی سؤال كرد: روزی كه هیچ پناهی نیست جز پناه تو چه كسی در پناه تو خواهد بود. فرمود: آنها كه مرا یاد می كنند و من نیز آنان را یاری می كنم، و با هم دوستی می كنند در راه من، پس دوست دارم آنها را، اینان كسانی هستند كه وقتی بخواهم به اهل زمین بدی برسانم، آنها را یاد كرده و به خاطر آنان بدی را دفع می كنم.( 4)

3- محبت خداوند

انسانی كه پیوسته به یاد خداست، حب الهی در قلبش جای می گیرد. چنانچه در زندگی روزمره نیز چنین است كه اگر انسان در تمامی ساعات و در تمامی افكار خود شخص خاصی را در خاطر داشته باشد، كم كم محبت او در قلبش حاكم می شود. در روایت نیز آمده است.
«من اكثر ذكر الله احبه» هركس زیاد خدا را یاد كند، محبت خداوند در قلبش حاكم می شود.( 5)

4- فلاح و رستگاری

از نظر قرآن كریم ذكر خدا زمینه رستگاری انسان را فراهم می سازد: «واذكروالله كثیراً لعلكم تفلحون» ( 6)خدا را بسیار یاد كنید، باشد كه رستگار شوید.

5- افزایش بركت و حضور ملائكه

از روایات استفاده می شود خانه ای كه ذكر خدا در آن بسیار شود، بركتش بسیار می شود و ملائكه در آن خانه حاضر و شیطانها دور می گردند، و آن خانه برای اهل آسمانها آنچنان درخشنده است كه ستارگان برای اهل زمین، و خانه ای كه در آن قرآن خوانده نشود و ذكر خدا در آن نشود، بركتش كم است و ملائكه از آن خانه گریزان می شوند.

6- آرامش

آرامش و اطمینان گمشده انسان امروزی است كه در آرزوی به دست آوردن آن می باشد قرآن كریم راه رسیدن به آرامش را به بشر معرفی می نماید:
«الا بذكرالله تطمئن القلوب» همانا با یاد خدا دلها آرام می گیرد.( 7)
7-دوری از شیطان آنان كه به یاد خدا هستند از وسوسه های شیطان متأثر نمی شوند و یاد خدا سلاحی است كه از آنها در برابر شیطان محافظت می نماید.
«ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذكروا فاذا هم مبصرون»( 8)
پرهیزگاران هنگامی كه گرفتار وسوسه های شیطان شوند، به یاد خدا و پاداش و كیفر او می افتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را می بیند و) ناگهان بینا می شوند.

8- غذای روح

حضرت علی(ع) می فرماید: «مداومت بر ذكر الهی غذای روح و كلید رستگاری است.» با توجه به اهمیت «ذكر الهی» و نقش سازنده آن در پیشرفت معنوی انسانهای مؤمن، خداوند مؤمنان را از توجه به اموری كه انسان را از یاد خدا باز می دارد بر حذر می دارد:
«یا ایهاالذین آمنوا لا تلهكم اموالكم ولا اولادكم عن ذكرالله و من یفعل ذلك فاولئك هم الخاسرون»( 9)
ای كسانی كه ایمان آورده اید، اموال و اولادتان شما را از یاد خدا باز ندارد و هر كس چنین كند از زیانكاران است.
بدیهی است توجه به مال و زندگی دنیوی در صورتی نهی شده است كه انسان را از یادخدا باز دارد و به عبارت دیگر؛ هدف انسان در زندگی توجه به آنها باشد ولی در صورتی كه انسان مراقب نفس خویش باشد و از اینها به عنوان وسیله برای رسیدن به سعادت ابدی استفاده كند، نه تنها مذموم نیست بلكه سفارش هم شده است. پس اموال و اولاد تا آنجا كه از آنها در راه خدا و برای نیل به حیات طیبه كمك گرفته شود، از مواهب الهی هستند و مطلوب می باشد اما اگر علاقه افراطی به آنها سدی در میان انسان و خدا ایجاد كند، بزرگترین بلا محسوب می شود. و خسرانی بزرگ است كه در آیه شریفه به همین معنا اشاره شده است.( 01)
تعبیر به «خاسرون» به خاطر این است كه حب دنیا چنان انسان را سرگرم می كند كه سرمایه های وجودی خویش را در راه لذت ناپایدار و اوهام و پندارها صرف می كند و با دست خالی از دنیا می رود در حالی كه با داشتن سرمایه های بزرگ برای زندگی جاودانه اش كاری نكرده است.



آثار دوری از یاد خداوند

همانگونه كه «ذكر الهی» منشأ آثار و بركات فراوانی است، دوری از یاد خداوند نیز پیامدهایی را به دنبال دارد كه به برخی از آنها اشاره می شود:

1- خودفراموشی

«ولا تكونوا كالذین نسوا الله فانساهم انفسهم...»( 31)
مانند كسانی كه خدا را فراموش كردند نباشید كه خدا نیز آنها را به خود فراموشی دچار ساخت.
و در آیات دیگری نیز به این مسئله «خودفراموشی» اشاره شده است.
«نسیان» مصدر فعل «نسوا» است، به معنای زایل شدن صورت معلوم از صفحه خاطرات، البته بعد از آنكه در صفحه خاطر نقش بسته بود، این معنای اصلی «نسیان» است ولی در استعمال آن توسعه داده اند و در مطلق روگردانی از چیزیكه قبلاً مورد توجه بوده نیز استعمال می شود.
در حقیقت فراموشی خداوند، ترك شكر «ذكر الهی و ترك طاعت در بندگی را نیز به همراه دارد»، زیرا از یكسو فراموشی پروردگار سبب می شود كه انسان در لذات مادی و شهوات حیوانی فرو رود و هدف آفرینش خود را به فراموشی بسپارد و در نتیجه از ذخیره لازم برای فردای قیامت غافل بماند.( 41) و ( 51) و ( 61)
از سوی دیگر فراموشی خدا، همراه با فراموش كردن صفات پاك اوست كه هستی مطلق و علم بی پایان و غنای بی انتهای از اوست و هرچه غیر اوست وابسته و نیازمند به ذات پاكش می باشد و همین امر سبب می شود كه انسان خود را مستقل و غنی و بی نیاز شمرد و بر نفس خود اعتماد كند، با اینكه باید به پروردگارش اعتماد نموده و از او ترسان و به او امیدوار باشد.
و اینها همه عامل اصلی فسق و فجور و بلكه این خود فراموشی بدین مصداق و خروج از طاعت خداست و لذا می گوید «اولئك هم الفاسقون»( 71)

2- همراهی شیطان

«و من یعش عن ذكر الرحمان نقیض له شیطانا فهو له قرین»( 81)
و هر كس از یاد خدا رویگردان شود شیطانی برای او می گماریم تا همنشین او شود.

3- سختی در زندگی

«و من اعرض عن ذكری فان له معیشه ضنكا و نحشره یوم القیامه اعمی»( 91)
و هر كس از یاد من رویگردان شود، زندگی (سخت) و تنگ خواهد داشت و روز قیامت او را كور وارد محشر می كنم.

4- غفلت

«واذكر ربك فی نفسك تضرعا وخیفه و دون الجهر من القول بالغدو والاصال و لاتكن من الغافلین»( 02)
پروردگارت را در دل خود، از روی تضرع و خوف، آهسته و آرام، و صبحگاهان و شامگاهان یاد كن و از غافلین مباش.
مراد از «غفلت» در آیه شریفه بی توجهی است كه در اثر دوری از ذكر الهی به انسان دست می دهد و مقصود از غفلت در بیشتر آیات غفلت غیرمعذور و مذموم است.





[ جمعه 8 مهر 1390 ] [ 07:49 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

در جاده زندگی آهسته برانید



روزی مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان

 از خیابان كم رفت و آمدی می گذشت.

ناگهان از بین دو اتومبیل پارك شده در كنار خیابان یك پسر بچه پاره آجری

به سمت او پرتاب كرد.پاره آجر به اتومبیل او برخورد كرد .

مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید كه اتومبیلش صدمه

زیادی دیده است. به طرف پسرك رفت تا او را به سختی تنبیه كند.

پسرك گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو،

 جایی كه برادر فلجش از روی صندلی چرخدار به زمین افتاده بود جلب كند.

پسرك گفت:"اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت كسی از آن عبور می كند.

 هر چه منتظر ایستادم و از رانندگان كمك خواستم كسی توجه نكرد. برادر

بزرگم از روی صندلی چرخدارش به زمین افتاده و من زور كافی برای بلند

كردنش ندارم. "برای اینكه شما را متوقف كتم ناچار شدم از این پاره آجر

استفاده كنم ".

مرد متاثر شد و به فكر فرو رفت... برادر پسرك را روی صندلی اش نشاند،

سوار ماشینش شد و به راه افتاد ....

در زندگی چنان با سرعت حركت نكنید كه دیگران مجبور شوند برای جلب توجه

 شما پاره آجر به طرفتان پرتاب كنند!

خدا در روح ما زمزمه می كند و با قلب ما حرف می زند.

اما بعضی اوقات زمانی كه ما وقت نداریم گوش كنیم، او مجبور می شود پاره

آجری به سمت ما پرتاب كند.

این انتخاب خودمان است كه گوش كنیم یا نه!


[ جمعه 8 مهر 1390 ] [ 09:50 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

زود قضاوت نکن


 زن جوانی در سالن فرودگاه منتظر پروازش بود.

چون هنوز چند ساعت به پروازش باقی مانده بود تصمیم گرفت برای گذراندن وقت کتابی خریداری کند او یک بسته بیسکوئیت نیز خرید


او بر روی یک صندلی دسته دار نشست و در آرامش شروع به خواندن کتاب کرد


در کناش یک بسته بیسکوئیت و مردی نشسته بود که روزنامه می خواند


وقتی که او نخستین بیسکوئیت را به دهانش گذاشت متوجه شد که مرد هم یک بیسکوئیت برداشت و خورد او خیلی عصبانی شد ولی چیزی نگفت پیش خود فکر کرد بهتر است ناراحت نشوم شاید اشتباه کرده است


ولی این ماجرا تکرار شد هر بار که او یک بیسکوئیت بر میداشت آن مرد هم همین کار را می کرد این کار او را حسابی عصبانی کرده بود ولی نمی خواست واکنش نشان دهد


وقتی تنها یک بیسکوئیت باقی مانده بود پیش خود فکر کرد حالا ببینم این مرد بی ادب چکار خواهد کرد


مرد آخرین بیسکوئیت را نصف کرد و نصفش را خورد


این دیگر خیلی پر روئی می خواست او حسابی عصبانی شده بود در این هنگام بلندگوی فرودگاه اعلام کرد که زمان سوار شدن به هواپیما است آن زن کتابش را بست چیزهایش را جمع و جور کرد و با نگاه تندی که به مرد انداخت از آنجا دور شد به سمت دروازه ی اعلام شده رفت


وقتی داخل هواپیما روی صندلی اش نشست دستش را داخل ساکش کرد تا عینکش را بردارد ناگهان با کمال تعجب دید که جعبه ی بیسکوئیتش آنجاست باز نشده و دست نخورده!!!


خیلی شرمنده شد از خودش بدش آمد یادش رفته بود که بیسکوئیتی که خریده را داخل ساکش گذاشته است


آن مرد بیسکوئیت هایش را با او تقسیم کرده بود بدون اینکه عصبانی و بر آشفته شده باشد


در صورتیکه خودش آن موقع فکر می کرد آن مرد دارد از بیسکوئیت های او می خورد خیلی عصبانی شده بود متاسفانه دیگر زمانی برای توضیح رفتارش و یا معذرت خواهی نبود


چهار چیز است که نمی توان آنها را باز گرداند


سنگ ... پس از رها کردن


حرف ... پس از گفتن


موقعیت ... پس از پایان یافتن


و زمان ... پس از گذشتن


زود قضاوت نکنید

  مرد مسنی به همراه پسر بیست ساله‌اش در قطار نشسته بود. در حالی كه مسافران در صندلی‌های خود نشسته بودند، قطار شروع به حركت كرد.

به محض شروع حركت قطار پسر بیست ساله كه كنار پنجره نشسته بود پر از شور و هیجان شد. دستش را از پنجره بیرون برد و در حالی كه هوای در حال حركت را با لذت لمس می‌كرد فریاد زد: پدر نگاه كن درخت‌ها حركت می‌كنن. مرد مسن با لبخندی هیجان پسرش را تحسین كرد.

كنار مرد جوان، زوج جوانی نشسته بودند كه حرف‌های پدر و پسر را می‌شنیدند و از حركات پسر جوان كه مانند یك كودك ۵ ساله رفتار می‌كرد، متعجب شده بودند.

ناگهان جوان دوباره با هیجان فریاد زد:
پدر نگاه كن دریاچه، حیوانات و ابرها با قطار حركت می‌كنند.

زوج جوان پسر را با دلسوزی نگاه می‌كردند.


باران شروع شد چند قطره روی دست مرد جوان چكید.

او با لذت آن را لمس كرد و چشم‌هایش را بست و دوباره فریاد زد: پدر نگاه كن باران می‌بارد،‌ آب روی من چكید.

زوج جوان دیگر طاقت نیاورند و از مرد مسن پرسیدند: ‌چرا شما برای مداوای پسرتان به پزشك مراجعه نمی‌كنید؟

مرد مسن گفت:

ما همین الان از بیمارستان بر می‌گردیم. امروز پسر من برای اولین بار در زندگی می‌تواند ببیند

منبع:برای تازه شدن دیر نیست




بـگــذاریـد و بـگــذریـد ....

گاه گاهـی که دلـم میگیرد و به دنیای خود می اندیشـم،

گاهـی که دلتنـگ گذشتـه خویش میشـوم

دلـواپس فــرداهــای نیـامـده ام

اندک زمانـی که بیـاد گفتـه و ناگفتـه خود و دیـگران،

دلم بی تاب میشـود به داشتـه ها و نداشتـه ها

تنها بهانه دلگـرمی ام

که به من شادمانی هدیه میدهـد

و مـرا از تـرس میرهانـد

امیـد را تفسیـر میکنـد

به زندگـی ام معنـا میدهـد

و در پس" الا بذکرالله تظمئن القلوب" آرامـش را می آفرینـد


بـگــذاریـد و بـگــذریـد

ببینیـد و دل مـبنـدیـد،

چشـم بینـدازیـد و دل مـبازیـد،

که دیـر یا زود بایـد گـذاشت و گـذشت...

 


روزها فکر من اینست و همه شب سخنم

که چرا غافل از احوال دل خویشتنم

از کجا آمده ام، آمدنم بهر چه بود

به کجا می روم، آخر ننمایی وطنم

مانده ام سخت عجب کز چه سبب ساخت مرا

یا چه بوده است مراد وی از این ساختنم





[ پنجشنبه 7 مهر 1390 ] [ 09:47 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

تاثیر قرآن و نماز بر اضطراب



اختلالات اضطرابی رایج ترین بیماری های روانی در جامعه اند که در ۱۵ تا ۲۰ درصد از بیماران کلینیک های درمانی دیده می شود. اضطراب حالتی نامطبوع، همراه با انتظاری نامطمئن از رخداد موضوعی زیان آور است.
اضطراب موقعیتی است که گاهی در زمان امتحان یا اعمال جراحی و ... دیده می شود. اضطراب بر اساس تجربه باعث اختلال در یادگیری و ایجاد خطاهای بیشتر می شود.
از نشانه های ذهنی اضطراب می توان عدم تمرکز فکری، ضعف در ادراک، ناتوانی در تحلیل و ضعف حافظه را نام برد.

تاثیر صوت قرآن بر کاهش اضطراب

روش های گوناگونی برای کاهش اضطراب می توان نام برد که از جمله آنها روش های "تن آرامی" و "موسیقی درمانی" را نام برد. بدیهی است که انتخاب یک روش درمانی بدون عارضه، کم هزینه، سالم و ساده نظیر موسیقی درمانی از ارجحیت برخوردار است.
یکی از صداهای دلنشین و جذاب، آوای عرفانی قرآن کریم است. کلام الهی با قدرت نفوذ فراوان خود، آنچنان بر روح و جسم اثر می نماید که گویی بعد از شنیدن آن انسان تازه متولد شده و احساس سبکی، سرزندگی و رهایی از قید و بندهای مادی می نماید. هراس و نگرانی را از دل می زداید و در فرد شنونده ایجاد آرامش می کند.
همانگونه که در قرآن آمده "الا بذکر الله تطمئن القلوب"، ۲۶۰ بار کلمه "ذکر" آورده شده است که منظور یادآوری است.
بهداشت روان انسان بحث سراسر قرآن کریم است. قرآن در حدود ۶۲۳۶ آیه در زمینه پرورش صحیح انسان و حفظ بهداشت روان سخن گفته است.
قرآن آرامش و امنیت را، راه دستیابی به سلامت روان می داند. مطالعات انجام شده با مضمون تاثیر آوای قرآن بر اضطراب و درد بیماران تحت عمل جراحی یا آزمون های تشخیصی، بیانگر تاثیر مثبت آوای قرآن بر بهداشت روان و جسم می باشد. لذا جهت برخورداری از آثار معنوی قرآن، بهره گیری از این کلام الهی به عنوان یک روش تسکین دهنده ی مفید و قابل دسترسی برای کاهش اضطراب پیش از آزمون دانشجویان پیشنهاد می شود. چرا که نظم آهنگ واژگان قرآن، نغمه دلکش و نوایی دلپذیر می آورد، نوایی که احساسات آدمی را برمی انگیزد و دل ها را شیفته خود می کند.
نوای زیبای قرآن برای هر شنونده ای، هرچند غیر عرب، جذاب و روح بخش است.

بررسی نقش نماز بر کاهش اضطراب


img/daneshnameh_up/9/9c/namaz.gif



انسان از دو دیدگاه جهان بینی الهی و مادی نگریسته می شود.
در جهان بینی الهی، انسان بر اساس آیات قرآنی "نفخت فیه من روحی" و "انی جاعلک فی الارض خلیفه"، دارای فطرتی خدایی و به عبارتی نیمه ملکوتی است. موجودی مستقل، امانت دار خدا، مسئول خویشتن و جهان، مسلط به طبیعت و زمین و آسمان، ملهم به خیر و شر که وجودش از سستی و ناتوانی به قوت و کمال سیر می کند.
در جهان بینی مادی، در تفسیر انسان و توجیه رفتار او، به یک سری عوامل بیوشیمیایی، ارثی و مسائل زیست شناختی بسنده می شود.
حال این سوال مطرح است که آیا باورها و اعتقادات فرد، در سلامت روحی - روانی او موثر است؟
تحقیقات نشان داده است که بیشتر بیماری های روانی ناشی از ناراحتی های روحی و تلخ کامی های زندگی، در میان افراد غیرمذهبی، بیشتر دیده می شود. از طرفی شیوع اضطراب در میان زنان بیشتر از مردان است.
اضطراب عبارت است از تشویشی فراگیر، ناخوشایند و مبهم که اغلب با علائمی مانند سردرد، تعریق، تپش قلب، درد قفسه سینه، ناراحتی مختصر معده و ... همراه است. به علاوه اضطراب، بر تفکر، ادراک و یادگیری فرد اثر می گذارد.
اضطراب طبیعی، پاسخی مفید به واقعیتی تهدید کننده است. در حالی که اضطراب مرضی به دلیل شدت یا مدتش، پاسخی است نامتناسب به یک محرک فرضی.
دکتر هاسیلوپ می گوید "مهم ترین عامل خواب آرام بخش که من در طول سال های متمادی با کسب تجربه در مسایل روانی به آن پی بردم، همین نماز است".
همچنین بسیاری از روان شناسان و روان پزشکان دریافته اند که دعا و داشتن یک ایمان محکم به دین، باعث رفع نگرانی، تشویش و یا حس ترس را که موجب بیشتر بیماری هاست می شود. توجه کامل به خداوند با تمام اعضاء و حواس، روی گردانی از مشکلات زندگی و اشتغالات فکری که در حین نماز ایجاد می شود و مدتی پس از نماز هم ادامه دارد، باعث به وجود آمدن حالتی از آرامش روانی می شود. بر اساس تحلیلی از این آیه قرآن هم می توان به نقش آرامش بخش بودن نماز پی برد.
از طرفی آمده در قرآن که "الا بذکر الله تطمئن القلوب" (با یاد خدا دل ها آرام می گیرد) و از طرفی آیه "اقم الصلوه لذکری" (نماز را برای یاد من اقامه کنید)، اشاره به این دارد که نماز باعث آرامش دل هاست.

منبع:http://www.sibtayn.com


[ سه شنبه 5 مهر 1390 ] [ 06:47 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

نامه ی پیرزن به خدا


نامه ی پیرزن به خدا!




یک روز کارمند پستی که به نامه‌هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می‌کرد

متوجه نامه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه‌ای به خدا
!

با خودش فکر کرد بهتر است نامه را باز کرده و بخواند.در نامه این طور نوشته

شده بود
:

خدای عزیزم بیوه زنی هشتادوسه ساله هستم که زندگی ام با حقوق نا چیز باز

نشستگی می‌گذرد. دیروز یک نفر کیف مرا که صد دلار در آن بود دزدید
.


این تمام پولی بود که تا پایان ماه باید خرج می‌کردم. یکشنبه هفته دیگر عید است و

من دو نفر از دوستانم را برای شام دعوت کرده‌ام، اما بدون آن پول چیزی

نمی‌توانم بخرم. هیچ کس را هم ندارم تا از او پول قرض بگیرم . تو ای خدای

مهربان تنها امید من هستی به من کمک کن


کارمند اداره پست خیلی تحت تاثیر قرار گرفت و نامه را به سایر همکارانش نشان

داد. نتیجه این شد که همه آنها جیب خود را جستجو کردند و هر کدام چند دلاری

روی میز گذاشتند. در پایان نودوشش دلار جمع شد و برای پیرزن فرستادند

همه کارمندان اداره پست از اینکه توانسته بودند کار خوبی انجام دهند خوشحال

بودند. عید به پایان رسید و چند روزی از این ماجرا گذشت، تا این که نامه دیگری

از آن پیرزن به اداره پست رسید که روی آن نوشته شده بود
: نامه ای به خدا!
همه

کارمندان جمع شدند تا نامه را باز کرده و بخوانند. مضمون نامه چنین بود
:

خدای عزیزم، چگونه می‌توانم از کاری که برایم انجام دادی تشکر کنم. با لطف تو

توانستم شامی ‌عالی برای دوستانم مهیا کرده و روز خوبی را با هم بگذرانیم. من به

آنها گفتم که چه هدیه خوبی برایم فرستادی … البته چهار دلار آن کم بود که

مطمئنم کارمندان اداره پست آن را برداشته‌اند
!!…
منبع:رد پای عشق


[ سه شنبه 5 مهر 1390 ] [ 09:28 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

ذکر الله واقعا آرامبخش است




یک پژوهشگر هلندی غیرمسلمان چندی پیش تحقیقی در دانشگاه آمستردام انجام داده و به این نتیجه رسیده بود که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و نیز صدای این لفظ، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند.

این پژوهشگر غیرمسلمان هلند طی گفتگویی در این باره گفت: پس از انجام تحقیقاتی سه ساله که بر روی تعداد زیادی مسلمان که قرآن می‌خوانند و یا کلمه "الله" را می شنوند، به این نتیجه رسیدم که ذکر کلمه جلاله «الله» و تکرار آن و حتی شنیدن آن، موجب آرامش روحی می‌شود و استرس و نگرانی را از بدن انسان دور می‌کند و نیز به تنفس انسان نظم و ترتیب می‌دهد.

وی در ادامه افزود: بسیاری از این مسلمان که روی آنان تحقیق می‌کردم از بیماری‌های مختلف روحی و روانی رنج می‌بردند. من حتی در تحقیقاتم از افراد غیرمسلمان نیز استفاده کرده و آنان را مجبور به خواندن قرآن و گفتن ذکر «الله» کردم و نتیجه باز هم همان بودخودم نیز از این نتیجه به شدت غافلگیر شدم، زیرا تأثیر آن بر روی افراد افسرده، ناامید و نگران، تأثیری چشمگیر و عجیب بود.

این پژوهشگر هلندی همچنین گفت: از نظر پزشکی برایم ثابت شد که حرف الف که کلمه «الله» با آن شروع می‌شود، از بخش بالایی سینه انسان خارج شده و باعث تنظیم تنفس می‌شود، به ویژه اگر تکرار شود و این تنظیم تنفس به انسان آرامش روحی می‌دهد. حرف لام که حرف دوم «الله» است نیز باعث برخورد سطح زبان با سطح فوقانی دهان می‌شود. تکرار شدن این حرکت که در کلمه «الله» تشدید دارد نیز در تنظیم و ترتیب تنفس تأثیرگذار است. اما حرف هاء حرکتی به ریه می‌دهد و بر دستگاه تنفسی و در نتیجه قلب تأثیر بسیار خوبی دارد و موجب تنظیم ضربان قلب می‌شود.
 به راستی که قرآن کریم در آیه‌ای کریمه می‌فرماید:

 «الذین آمنوا وتطمئن قلوبهم بذكر الله ألا بذكر الله تطمئن القلوب»

منبع :نور ایمان




[ یکشنبه 3 مهر 1390 ] [ 07:34 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic