عـــــــــید سعــــــــــید قــــــــــربان مـــــــــبارک بـــــــــاد

عید قربان مبارک

 

 

عید سعید قربان

 

لبیک به دعوت حق

 

عید محبوب پاکان زمان

 

عید ذِبْح نفْس در خانقاه عشق


ما مسلم و برنامه ما قرآن

ملیت ما به پایه ایمان

عیدى كه براى ما پسندیده خدا

فطر است و  جمعه و قربان

 

« خنجر شوق بر حنجر نفس »

عید قربان جلوه گاه تعبد و تسلیم ابراهیمیان حنیف است . فصل قرب یافتن مسلمآنان به خداوند، در سایه عبودیت است .

اگر ابراهیم خلیل ، در اجراى فرمان پروردگارش ، خنجر بر حنجر اسماعیل مى نهد، اگر اسماعیل ذبیح ، پدر را در اجراى امر خدایى ، تشویق و ترغیب مى كند، اگر شیخ الانبیاء در نهادن كارد بر حلقوم فرزندش ، لحظه اى تردید و توقف نمى كند؛ همه و همه ، نشانه مسلمانى آن پدر و پسر و شاهد صداقت در عقیده و عشق ، و وفادارى در قلمرو بندگى است .

عید قربان ، مجراى فدا كردن عزیزترین یعنى خدا است .

عید قربان ، مجراى فیض الهى و بهانه عنایت رحمانى به بندگان مومن و مسلم و مطیع است .

قربانى تو در این چیست ؟

در راه خدا، چه چیز فدا مى كنى ؟

با چه وسیله ، به استان پروردگار، تقرب مى جویى ؟ و كدام فدیه را به قربانگاه صدق ، عشق ، اخلاص و وفا مى آورى ؟

براى اولیاء الله عید قربان مجمع الشواهد صدق در گفتار، كردار، ادعا و عمل است . تو نیز، اگر بتوانى رضاى خویش را فداى رضاى حق كنى ، اگر بتوانى از خواسته دل در راه خواسته دین چشم بپوشى ، اگر بتوانى از داشته ها و خواسته ها بگذرى ، آنگاه ، به مرز عبودیت و به حوزه قربانگاه قدم نهاده اى .

مگر خلیل الرحمان چه كرد؟ تو نیز اگر پیر و مشى و مرام ابراهیمى ، نباید هیچ چیز از آنچه دارى و به آن دلبسته اى ، همچون زن و فرزند، مال و منال ، پول و پس انداز، خانه و خادم ماشین و مسكن ، و... حجاب چهره جانت ، مانع بندگى و فرمانبرداریت شود و آنگاه كه پاى دین و خدا به میان آید، بسادگى و بصراحتى ابراهیمى و بصداقتى اسماعیلى درگذرى و امر مولا را مقدم بدارى .

بگذر از فرزند و مال و جان خویش

تا خلیل الله دورانت كنند

سر بنه در كف ، برو در كوى دوست

تا چو اسماعیل ، قربانت كنند

اینجاست كه قربانى وسیله قرب مى شود و عید قربان روز تقرب به خداوند.

آن هم نه قرب مادى و جسمى - كه خدا از محدوده حس و جسم بیرون است - بلكه قرب معنوى و تقرب ارزشى كه در سایه ایمان و عمل است .

آنچه انسان را به خدا نزدیك مى كند، طاعت است .

و آنچه از ساحت قرب ربوبى دور مى سازد، معصیت است .

خدا به ما نزدیك است ، حتى نزدیكتر از رگ كردن ، كه خود فرموده است :

- و نحن اقربب الیه من حبل الورید - ما از او دوریم ، چرا كه به جرم و گناه ، گرفتاریم و مجرم هرگز محرم نخواهد شد.

دوست نزدیكتر از من به من است

وین عجبتر كه من از وى دورم

اگر پاى از مرز طاعت فراتر ننهیم ، اگر با تیغ گناه ، دامن عصمت ندریم ، اگر دست تعدى ، به حریم حرمات الله نگشاییم ، آنگاه خواهیم دید كه هر جا باشیم در قربانگاهیم و هر سو كه برویم ، به او تقرب پیدا مى كنیم ، و هر روزمان عید قربان مى شود.

هر روزى كه در آن ، خدا نافرمانى نشود روز عید است .

جلوه دیگر این روز، ذبح است .

قربانى كردن گوسفند، چه از سوى حاجى در منا و چه از سوى ما در شهرها مان ، تكریم آن حماسه معنوى و ایثار عظیم است كه ابراهیم و اسماعیل از خود نشان دادند و به مسلخ رفتند، آن فداكارى همواره باید در خاطره ها زنده بماند، تا درسى مى باشد فرا روى ابراهیمیان همیشه و همه جا.

رها شدن از تعلقات و ذبح كردن تمنیات در پیش پاى اراده الهى ، درس دیگران قربانى است ،

تیغ اراده و عفاف ، باید بر خنجر نفسانیات نهاد و خون نفس اماره را ریخت و از شر این وسواس خناس نجات یافت .

تا چه حد حاضرى كه خواست خدا را بر خواهش دل مقدم بدارى ؟

تا كجا مى توانى طاعت و اطاعت الله را، با هواى نفس مبادله نكنى ؟

نفس كشتن و جهاد با دشمن درونى ، سخت تر از مبارزه با دشمن ، آشكار و برونى است .

از این رو جهاد اكبر نام گرفته است .

ذبح قربانى در دید عرفانى اهل نظر، رمزى از ترك هواهاى نفسانى و روى آوردن به رضاى الهى است .

ثمرات این ذبح نیز، باید چونان قربانى گوسفند به دیگران برسد.

و... چنین است كه آنكه مالك هواى نفس شود و دیو هوا را به بند كشد، هم خویشتن از وسوسه ها و زیانهاى آن آسوده خاطر است ، هم جامعه از صدمه هوا پرستیهاى او مصون !

آرى !... امروز، عید است .

عید قربان و تقرب به خدا، آن هم در سایه عبودیت و بندگى .

ما، بنده آنیم كه در بند آنیم .

حال كه چنین است ، چرا در بند نفس و بند زر و سیم و بند خواسته ها و داشته ها؟!

دل به خدا بدهیم و در بند عبودیت او باشیم ، تا از هر قید و بندى آزاد شویم .

بندگى خدا، امیدبخش است .

و روز عید قربان مى تواند براى ما اوج این آزادى برین باشد.

خجسته باد عید قربان عید صالحان ، عید اهل طاعت و تسلیم .



[ یکشنبه 15 آبان 1390 ] [ 07:35 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

دانلود اناشید گلچین

گلچینی از بهترین اناشید


دانلود کنید


اعیاد              اعیدی یا طیور                 اقبل العید الکبیر                                  
انت یا مین                                   

الهی سیدی               الهی لا تعذبنی                     الهی لاتعذبنی2


    طلع البدر علینا(مشاری راشد )


اری الدنیا       یا واسع الاحسان        یا عابد الحرمین          اتیناکم


ذی الحجة                         مرحبا مرحبا                  یا شهرا فی العام الواحد               
  رمضان هل هلاله             فرحة العید                امی




موضوع: دانلود،
[ پنجشنبه 12 آبان 1390 ] [ 12:48 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

زنی که با آیات قرآن صحبت می کرد

زنی که همیشه با آیات قرآن کریم سخن می گفت؟




تهیه کننده: فضل الله امین

حضرت عبد الله بن مبارک می فرمایند: باری به قصد سفر حج بیت الله زیارت مسجد نبوی به راه افتادم در مسیر راه چیز سیا هی از دور توجه ام را به خود جلب ...

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب
[ چهارشنبه 11 آبان 1390 ] [ 06:09 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

آنقدر صفا کرد که صفا یادش رفت

آنقدر صفا کرد صفا یادش رفت
قربان مونا رفت مِنا یادش رفت

بازار بزرگ مکه را دید و دوید
حاجی بغل خدا، خدا یادش رفت

***
با نیت حل مشکل مالی رفت
با قصد فروش پسته و قالی رفت

در موسم حج دور خودش می‌گردید
حاجی به طواف خانه خالی رفت

***
با یاد خدا به کعبه باید برویم
با اهل صفا به کعبه باید برویم

وقتی که مسلمانی ما اینگونه‌ست
با قبله‌نما به کعبه باید برویم

***
تصمیم گرفته‌ام که صادق باشم
با هر کس و ناکسی موافق نباشم

هر روز مسلمانم و هر شب کافر
چون یاد گرفته‌ام منافق باشم

***
آنقدر به رم رفت که غم یادش رفت
سرگرم پیاله شد که خم یادش رفت

از بس که اشداء علی‌ الکفار است
دیگر رحماء بینهم یادش رفت

***
هنگام دعا دست نیازش پر شد
با ذکر خدا دهان بازش پر شد

صد شاخه گل محمدی را له کرد
تا شیشه عطر جانمازش پر شد

***
مأمور مقرب خدا عزرائیل
کابوس تمام زنده‌ها عزرائیل

دیروز پیامکی برایم داده است
مشتاق زیارت شما عزرائیل

***
یک روز سر و کار همه با مرگ است
یک چشم به هم زدن فقط تا مرگ است

اعلامیه‌ام را زده‌ام قبل از فوت
بامزه‌ترین شوخی دنیا مرگ است

***
با سر به سؤال‌های دینی خوردم
از ته به جواب استالینی خوردم

فرق من و آدم نبی در این است
هر روز خدا سیب زمینی خوردم

***
هم ناز و ادا و هم بلا دارد عشق
زیرا که شروع و انتها دارد عشق

مثل همه مصارف روزانه
تاریخ خرید و انقضا دارد عشق

منبع :خدا با ماست





موضوع: شعر،
[ دوشنبه 9 آبان 1390 ] [ 06:07 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

فضیلت حج ودهه ی اول ذی الحجة در خطبه های مسجد الحرام ومسجد النبی

فضیلت حج و دهه‌ی اول ذی الحجةدر خطبه های مسجد الحرام ومسجد النبی


                    






حج، و محقق ساختن توحید

خطیب: دکتر عبدالرحمن سدیس

مسجد الحرام: جمعه 6 ذوالحجه 1431 برابر با 21 آبان 1389

خطبه‌ی اول:

ستایش شایسته‌ی خداوند است که حج را برای رحمت و سعادت بندگانش مشروع ساخت، و از روی توحید و اطاعت گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و بهترین و پاک‌ترین انسان‌هاست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران او باد که پاک‌دل‌ترین افراد این امتند و دوست‌دارترین آن‌ها در بین هم هستند، و همچنین بر تابعین و همه‌ی آنانی به نیکی و با امید سعادت از آنان پیروی نمایند…

اما بعد:

ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید، ای حجاج بیت الله تقوای او را پیشه سازید که تقوای خداوندی بهترین وسیله برای رسیدن به هدف، و بهترین سپر برای جلوگیری از گناهان است. پس با آن، قلب‌هایتان را آباد کنید و با بهره گرفتن از شرف زمان و مکان و مناسبت، طاعات و عباداتی را که تاکنون از دست داده‌اید جبران نمایید.

{ وَتَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَیْرَ الزَّادِ التَّقْوَى } [بقره: 197]

(و توشه برگیرید که بهترین توشه تقوا است)

برادران و خواهران مسلمان، حجاج بیت الله الحرام:

این موسم زیبای حج و روز بزرگ آن است که آسمان امت را نورانی ساخته و شب و روز آن را منور گردانده است. گل‌های آن بوی خوش بشارت می‌دهند و ثمرات آن پر خیر است و پر برکت، و فضایل و آثار آن بر قلب حاجیان تابیدن گرفته است…

خداوند، درخواست و امیدتان را برآورده سازد… مردم و مسئولان سرزمین حرمین را شرفیاب ساختید که آنان با آمدن شما مهمانان گرامی و عزیز، یکدیگر را بشارت می‌دهند زیرا که خدمتگذاری شما تاجی است بر سر اهل این سرزمین و مدال افتخاری است بر سینه‌ی آنان، زیرا که شعار شما لبیک گفتن برای پروردگار است:

لبیك اللهم لبیك، لبیك لا شریك لك لبیك، إن الحمد والنعمة لك والملك، لا شریك لك.

حجاج بیت الله الحرام:

اینک این شمایید که در رحاب حرمین شریفین هستید و در جوی روحانی و در بزرگ‌ترین آیین جهانی اسلام به سر می‌برید. چه زیباست برادری و مهربانی شما! و چه زیباست که برای خشنودی خداوند همیار هم هستید و خود را در معرض نسیم ایمان قرار داده‌اید و برای رسیدن به هدف بزرگتان، زینت لباس و افتخار به نسب و لقب و حسب را پشت سر گذاشته‌اید.

ای کسانی که بدن‌ها را خسته کردید و فرزندان و سرزمین‌هایتان را ترک گفتید و سختی‌ها و خطرها را به جان خریدید و آب و هوا را در نوردیدید و با لباس احرام و با نفسی خاشع و برای اجابت امر خداوند حرکت نمودید؛ در حالی که ایمان گام‌هایتان را به حرکت وا داشته و اشتیاقی پنهان شما را می‌برد تا کمر شوق را در گرامی‌ترین سرزمین خداوند خم نمایید تا آنکه وارد حرم چه کسی شوید؟ حرم آن واحد دَیّان:

{ وَمَنْ دَخَلَهُ كَانَ آمِنًا } [آل عمران: 97]

(و هر که وارد آن شود در امان خواهد بود)

که این، خود تاکیدی است بر اهمیت پاس داشتن امنیت این سرزمین حرام و نظم آن… پس خوش آمدید و دیدار سرزمینی که محبوبمان ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ در آن زندگی نمود و در آن نور رسالت تابیدن گرفت، سرمه‌ی چشمانتان باد…

پس سعی کنید تا این مناسبت باعث تقویت ایمان و جمع شدن عزم و بالا رفتن همت‌هایتان شود.

آری ای وفود مبارک! خداوند، خواسته‌ی شما را برآورده نمود و شما را به آنچه می‌خواستید رساند و بالاخره این خانه‌ی پاک و این مکان زیبا را به چشمان خود دیدید و زبان حالتان نه پنهان بلکه آشکارا چنین می‌گوید که: برای رسیدن به سرزمینی که به سختی به آن رسیدیدم و از هر پستی و بلندی به آن روی آوردیم آمده‌ایم…

ای حجاج بیت الله الحرام:

در این موکب‌های باعظمت و این جمع مبارک که در یک زمان و مکان و یک مراسم و یک احساس با هم متحد گردیده‌اند، اسلام یکی از منافع بزرگ حج را نمایان می‌سازد و آن اساس وحدت اسلامی و روحیِ محکمی است که همه‌ی سختی‌ها و دردهای امت در آن به پایان می‌رسد. خداوند سبحانه و تعالی می‌فرماید:

{ وَإِنَّ هَذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وَاحِدَةً وَأَنَا رَبُّكُمْ فَاتَّقُونِ } [مومنون: 52]

(و اینکه این امت شما امتی است واحد و من پروردگار شمایم پس از من پروا دارید)

برادران و خواهران ایمانی، مهمانان خداوند:

بزرگترین قضیه‌ای که رکن بزرگ حج، و بلکه همه‌ی طاعات و عبادات بر آن بنا شده است، خالص گرداندن توحید برای خداوند است، زیرا که توحید حق خداوند بر بندگان است یعنی خالص گرداندن همه‌ی عبادت‌ها تنها برای الله سبحانه و تعالی. بر این اساس، بزرگترین اهداف حج و منافع آن محقق ساختن توحید خالص برای خداوند است. خداوند متعال چنین می‌فرماید:

{ قُلْ إِنَّ صَلَاتِی وَنُسُكِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (162) لَا شَرِیكَ لَهُ } [انعام: 162-163]

(بگو همانا نماز و دیگر عبادت‌های من و زندگی و مرگ من برای الله پروردگار جهانیان است (162) که شریکی ندارد)

این لبیک گویی، که بر زبان حاجیان جاری است و این سرزمین امین با آن به لرزه می‌افتد چیزی نیست جز شعار توحید و ایمان، و نشانه‌ای است برای طاعت و فرمانبرداری و برای همین توحید است که در همان آغاز پایه‌های این خانه‌ی بزرگوار بر افراشته گردید زیرا که خداوند متعال فرموده است:

{ وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِیمَ مَكَانَ الْبَیْتِ أَنْ لَا تُشْرِكْ بِی شَیْئًا } [حج: 26]

(و چون برای ابراهیم جای خانه‌ی کعبه را معین کردیم [بدو گفتیم] چیزی را با من شریک مگردان)

علاوه بر این اصل بزرگ، اصل بزرگ دیگری به نام محبت و پیروی از رسول گرامی خداوند ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ به میان می‌آید، زیرا محبت رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ اقتدا و پیروی از اوست، نه ادعای توخالی، خداوند سبحان می‌فرماید:

{ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا } [حشر: 7]

(و هر آنچه پیامبر برای شما آورد آن را بر گیرید از آنچه شما را باز داشت باز ایستید)

و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «مناسک حجتان را از من فرا بگیرید»

و همچنین لازم است که انسان مسلمان عظمت این فریضه‌ی بزرگ و اهداف بلند آن را احساس نماید و مگر این رکن پنجم از ارکان اسلام و یکی از شعایر بزرگ آن نیست؟

در صحیحین از حدیث ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت شده که فرمودند: «حج مبرور پاداشی ندارد به جز بهشت» [به روایت بخاری و مسلم]

و همچنین در صحیحین بخاری و مسلم روایت شده است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ فرمودند: «هر که حج نماید و [در حج خود] همبستری نکرده و دچار گناه نشود به مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورده [از حج] باز می‌گردد»

ای امت مسلمان:

شعیره‌ی حج در جوهرِ بی‌نظیر و مظهر زیبایش ما را به سوی این فرا می‌خواند که آن را به عنوان تغییری عملی و جدی برا پذیرش مسئولیت‌هایمان قرار دهیم؛ اختلاف و جدایی دیگر کافی است! دشمنی و دوری تا کی؟ اکنون وقت آن است که شرف زمان و مکان را برای بررسی و معالجه‌ی دردهای امت و اختلافات آن، از نظر اقلیمی و جهانی غنیمت شماریم تا اینکه این اجتماع ربانی میزانی باشد برای بررسی کارهایی که انجام گرفته و جلوبرنده‌ای باشد برای آرزوهای امت و پیمانی باشد برای یاری همدیگر و محکم کردن پیمان‌های برادری و تاکید بر آن:

{ وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا } [آل عمران: 103]

(و به ریسمان الهی چنگ زنید و متفرق نشوید)

به ویژه در مورد قضایای بزرگ امتمان: قضیه‌ی برادران و خواهرانمان در سرزمین مبارک فلسطین و مسجد الاقصی که محاصره‌ی اقتصادی و مشکلات فراوان و دو دستگی برادران، آنان را زخمی ساخته است، و همینطور برادران و خواهرانمان در سرزمین عراق که مصیبت‌ها و جنگ‌ها آن‌ها را مجروح گردانده است.

این شعیره‌ی مبارک، مناسبتی است بزرگ تا به سوی همه‌ی جهانیان بزرگترین هدایای ربانی و رحمت‌های مصطفوی را که پیام آورنده‌ی حق و عدل و امنیت و صلح است و آورنده‌ی رحمت و تسامح و صفا و همبستگی است و ستم و فساد و خشونت و ترور را ـ به هر سببی که باشد ـ نفی می‌کند، تقدیم بداریم.

ای حجاج گرامی:

در محافظت از این عَرَصات پاک و مقدس و این نعمت فراگیر کوشا باشید و در بزرگداشت این سرزمین شریف با ادب و احترام و پاک نگه داشتن آن پیش قدم باشید زیرا که:

{ ذَلِكَ وَمَنْ یُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ } [حج: 32]

(اینچنین است و هر که شعائر خداوند را گرامی بدارد پس آن از تقوای قلب‌هاست)

از هر آنچه باعث به هم زدن امنیت و آرامش و استقرار این سرزمین است دوری کنید و به اخلاق گرامی زینت یابید و از هرگونه آزار رسانی و خصلت‌های ناپسند بر حذر باشید، زیرا حج هم عبادت است و هم امنیت، و هم یک رفتار متمدنانه، و خداوند متعال می‌فرماید:

{ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَنْ فَرَضَ فِیهِنَّ الْحَجَّ فَلَا رَفَثَ وَلَا فُسُوقَ وَلَا جِدَالَ فِی الْحَجِّ } [بقره: 197]

(حج در ماه‌های معینی است پس هر کس در این [ماه]ها حج را [بر خود] واجب گرداند [بداند که] در اثنای حج هم‌بستری و گناه و جدال [روا] نیست)

و از همین جا به همه‌ی تلاشگران در زمینه‌ی آسایش حاجیان تشکر و خسته نباشید می‌گوییم و به آنان می‌گوییم این شرف بزرگ و مکانت والا مبارکتان باد و همواره موفقیت و اخلاص همراهتان…

و خدمت به حاجیان بزرگوار نیز می‌گوییم مجموعه‌ی خدمات و پروژه‌های بزرگی که در اختیارتان قرار گرفته است گوارایتان باد و از جمله خدماتی که امسال مورد بهره‌برداری قرار گرفته است می‌توان به پروژه‌ی بزرگ قطار حرمین و مشاعر مقدس اشاره کرد که خداوند آن را در ترازوی نیکی‌ها قرار دهد.

و در آغاز و پایان امر از خداوند متعال چنین می‌خواهیم که حجاج بیت الله الحرام را موفق ساخته و آنان را در ادای مناسکشان یاری دهد و حجشان را مبرور گردانده و تلاششان را مشکور، و گناهانشان را مورد مغفرت قرار دهد و آنان را سالم و باغنیمت و پاداش‌یافته و بدون گناه به سرزمین‌هایشان بازگرداند که او بسیار بخشنده و بزرگوار است.

خداوند بزرگ من و شما را به واسطه‌ی قرآن و سنت برکت داده و با آیات و ذکر حکیم سود رسانَد. این سخن خویش را گفته و برای خود و شما و دیگر مسلمانان از خداوند بزرگ از هر گناهی آمرزش می‌طلبم پس از او آمرزش بخواهید و به سوی او توبه کنید که پروردگارم بسیار آمرزنده و بسیار مهربان است.

خطبه‌ی دوم:

ستایش مخصوص خداوندی است که حج را رکنی از ارکان دین قرار داد و اجر ناسکان را چه معتمر باشند و چه حاجی، بزرگ گرداند، و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده‌ی خداوند و رسول اوست… خداوندا بر او و بر اهل بیت و یاران او و تابعین و آنانی که تا قیامت با امید نزدیکی به خداوند از وی پیروی نمایند درود و سلام بسیار فرست.

اما بعد:

ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید، ای حجاج خانه‌ی خدا تقوای او را پیشه سازید و اوقات گرانبهای خود را با طاعات آباد سازید و در این دهه‌ی مبارک به او نزدیکی جویید.

ای دوست‌داران در راه الله:

از جمله‌ی فضل و احسان خداوندی و نعمت‌های وافرش این روزهای گرامی دهه‌ی اول ذی الحجه است، که خداوند، شَأن آن را والا گردانده و قدر آن را افزون نموده است.

بخاری در صحیح خود از حدیث ابن عباس از رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین روایت نموده است که ایشان فرمودند: «هیچ روزی نیست که کار نیک در آن نزد خداوند محبوبتر از این روزها ـ یعنی روزهای دهه‌ی اول ذی الحجه ـ باشد» گفتند: ای رسول خداوند! و نه حتی جهاد در راه خدا؟ فرمود: «و نه حتی جهاد در راه خداوند، مگر مردی که با جان و مالش برای جهاد خارج شود و هیچ کدام از آن‌ها را بر نگرداند»

الله اکبر! چه فضیلت بزرگی! و عجب موسم با خیر و برکتی! پس ای حاجیان این فرصت گرانبها را غنیمت شمارید که چه با فضیلت است این روزهای اندک زیرا که اجرها در آن بزرگ است، پس سعی کنید از این فرصت مبارک با ذکر و تسبیح و تحمید و تهلیل و تکبیر بهره ببرید…

الله أكبر الله أكبر، لا إله إلا الله، الله أكبر الله، ولله الحمد.

هنگامی که روز هشتم ذی الحجه فرا می‌رسد برای حاجیان مستحب است که به سوی منی خارج شوند و شب نهم را در آنجا بمانند و پس از طلوع آفتاب روز نهم به سوی عرفه بروند و با زوال خورشید در آن موقف بزرگ مشغول ذکر و دعا شوند زیرا که هیچ روزی بیش از عرفه نیست که خداوند در آن بنده‌ای را از آتش آزاد می‌سازد، سپس بعد از غروب خورشید، حاجیان رو به سوی مزدلفه می‌آورند و شب عید را در آنجا می‌مانند و در صبح روز عید، جمره‌ی عَقَبه را با هفت سنگریزه به جا آورده و سپس بقیه‌ی مناسک را از جمله ذبح و تراشیدن یا کوتاه کردن سر و طواف را به جا می‌آورند. خداوند متعال می‌فرماید:

{ ثُمَّ لْیَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْیُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ } [حج: 29]

(سپس باید آلودگی خود را بزدایند و به نذرهای خود وفا کنند و بر گرد آن خانهی کهن طواف به جای آورند)

پس ای بندگان خداوند تقوای او را پیشه سازید و سعی در یادگیری احکام مناسک نمایید و در مسائلی که برایتان آشکار نیست از اهل علم بپرسید زیرا خداوند متعال می‌فرماید:

{ فَاسْأَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ } [نحل: 43]

(پس از آگاهان بپرسید اگر نمی‌دانید)

همچنین لازم است اهل علم و فتوا بر اساس قاعده‌ی آسانگیری و رفع حرج با حجاج رفتار نمایند زیرا این روشی نبوی است که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بر اساس آن رفتار می‌نمود.

خداوند متعال از حاجیان حجشان را بپذیرد و آن را مبرور قرار داده و تلاش آنان را مشکور و گناهانشان را مغفور گرداند و آنان را سالم و غانم و ماجور و بی‌گناه به خانه‌هایشان برگرداند که او بهترین سوال شونده است.

و درود و سلام فرستید بر پیامبر مصطفی و رسول مجتبی ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ که او بهترین کسی است که مناسک را به جای آورده و احکام حج را برای هر ناسکی تبیین کرده است زیرا پروردگارتان شما را به این کار امر نموده و در آیات محکم کتابش فرموده است:

{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِیمًا } [احزاب: 56]

(همانا الله و ملائکه‌اش بر پیامبر درود می‌فرستند؛ ای کسانی که ایمان آورده‌اید بر او درود و سلام فرستید)

خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت بخش، خداوندا اسلام را عزت بخش و مسلمانان را یاری رسان و حاجیان و معتمران را در امن و سلامت بدار و از حوزه‌ی دین محافظت نما و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.

خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امان بدار، خداوندا ما را در سرزمین‌هایمان در امان بدار و مسئولان و والیان امر ما را اصلاح کن و همه‌ی والیان و مسئولان مسلمان را برای تحکیم شریعتت و پیروی از سنت پیامبرت ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ توفیق ده و آنان را رحمتی برای بندگان مومنت بگردان.

خداوندا تو یاری دهنده‌ی برادران مستضعف ما در همه‌ی جا باش خداوندا مسجد الاقصی را نجات ده، خداوندا مسجد الاقصی را نجات ده، خداوندا مسجد الاقصی را از چنگال صهیونیست‌های متجاوز اشغالگر نجات ده و آن را تا روز قیامت سربلند و عزیز بگردان.

خداوندا مسلمانان را به سوی آنچه باعث خشنودی توست توفیق ده، خداوندا مرده‌گان آنان را بیامرز و بیمارانشان را شفا ده. خداوندا بیماران آن‌ها را شفا ده ای مهربان‌ترین مهربانان. ای زنده‌ی پایدار ای دارای جلال و بزرگی. خداوندا آن‌ها را به سوی راه‌های بهشت راهنمایی کن و از فواحش و فتنه‌های ظاهر و آشکار در امان بدار ای داری جلال و بزرگواری و ای نعمت‌دهنده…

{ رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ } [بقره: 201]

(پروردگارا ما را در دنیا و آخرت نیکی عطا کن و از عذاب آتش دور بدار)

خداوندا نیروهای امنیتی ما را موفق گردان، خداوندا نیروهای امنیتی ما را موفق گردان، خداوندا نیروهای امنیتی ما را موفق گردان. خداوندا آنان را برای تلاش‌هایی که برای خدمت به حجاج و معتمرین مصروف می‌کنند ماجور گردان.

خداوندا به ما باران عطا کن، خداوندا ما را باران عطا کن، خداوندا تویی آن الله که معبودی به حق نیست جز تو، تو بی‌نیازی و ما نیازمندانیم، باران را بر ما نازل کن و ما را از نومیدان مگردان، باران را بر ما نازل کن و ما را از مایوسان قرار مده.

خداوندا ما از تو آمرزش می‌خواهیم که تو بسیار آمرزنده‌ای، پس باران را از آسمان بر ما نازل کن.

خداوندا از ما بپذیر که تو بسیار شنوا و دانایی و بر ما توبه پذیر که تو بسیار توبه‌پذیر و مهربانی و ما و پدر و مادر ما و دیگر مسلمانان را ـ چه زنده‌گان و چه رفته‌گان ـ مورد مغفرت خویش قرار ده.

پاک است و بی‌عیب، پروردگار تو، پروردگار عزت از آنچه به دروغ وصفش می‌کنند و سلام بر پیامبران والحمدلله رب العالمین.


خطبه های مسجد النبی

خطیب: دکتر عبدالمحسن القاسم

مسجد نبوی شریف: جمعه 28 ذوالقعده 1431 برابر با 14 ٱبان 1389

خطبه‌ی اول:

حمد و سپاس مخصوص الله است. او را ستایش گفته و از وی آمرزش خواسته و از وی هدایت می‌جوییم. و از بدی‌های نفس خویش و کارهای ناشایستمان به الله پناه می‌بریم. الله هر که را هدایت کند او گمراه‌گری نخواهد داشت و هر که را گمراه سازد او هدایتگری نخواهد یافت. و شهادت می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که تنها و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست. درود و سلام بسیار خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.

اما بعد، ای بندگان خداوند، تقوای او را آنگونه که شایسته است پیشه سازید و به اسلام که همان ریسمان محکم الهی است چنگ زنید.

ای مسلمانان، مواسم خیر و نیکی که شرف زمان و مکان را یکجا با خود دارند پی در پی می‌آیند و قلب مسلمانان به سوی خانه‌ای پر می‌کشد که هر روز بارها به سوی آن رو می‌کنند:

{ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ } [بقره: 144]

(پس روی خود را به سوی مسجد الحرام کن)

چشم‌هایی با شوق و محبت به سوی سرزمینی مبارک می‌نگرند. سرزمینی که عبرت‌ها و اندرزهایش همیشگی است. خداوند متعال چنین فرموده‌اند:

{ فِیهِ آیَاتٌ بَیِّنَاتٌ } [آل عمران: 97]

(در آن نشانه‌هایی آشکار است)

و سود آن سرزمین برای همه است:

{ لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ } [حج: 28]

(تا شاهد منافعی برای خود باشند)

روزی، به سوی آن فرو ریز است و نعمت‌های آن پی در پی:

{ أَوَلَمْ نُمَكِّنْ لَهُمْ حَرَمًا آمِنًا یُجْبَى إِلَیْهِ ثَمَرَاتُ كُلِّ شَیْءٍ رِزْقًا مِنْ لَدُنَّا وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا یَعْلَمُونَ } [قصص: 57]

(آیا آنان را در حرمی امن جای ندادیم که محصولات هر چیزی که رزقی از جانب ماست به سوی آن سرازیر می‌شود ولی بیشترشان نمی‌دانند)

حجاج، رو به سوی بیت الله آورده‌اند و امید به وعده‌ی الهی دارند. آنان طاعتی را پیش رو دارند که از بزرگترین عبادات و رکنی از ارکان دن است: حج خانه خدا؛ خانه‌ای برای پاک شدن گناهان. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ خطاب به عمرو بن عاص ـ رض الله عنه ـ پس از آنکه اسلام آورد چنین فرمود: «آیا نمی‌دانی که اسلام آوردن، هر آنچه را که پیش از آن بوده از بین می‌برد؟ و اینکه هجرت آنچه را که پیش از آن بوده از بین می‌برد؟ و حج نیز هر آنچه را که پیش از آن بوده نابود می‌کند؟» [به روایت مسلم]

حج، شوینده‌ی ناپاکی‌های گناهان است. رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «هر که حج کند و [در حج خود] همبستری نکند و دچار گناه نشود به مانند روزی که مادرش او را به دنیا آورده است از حج بر می‌گردد» [متفق علیه] و پاداش چنین حجی بهشت‌های پرنعمت است. پیامبرمان ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین فرموده است: «حج مبرور پاداشی ندارد جز بهشت» [به روایت مسلم]

حج دارای منافع و عبرت‌های بسیاری است از جمله:

توحید خداوند و خالص گرداندن عبادت‌ها برای وی که این نشان حج و آغازگر مناسک آن است:

لبیك اللهم لبیك. که به معنای استجابت دستور خداوند است. بزرگترین دستوری که خداوند به آن امر نموده است. جابر بن عبدالله ـ رضی الله عنه ـ می‌گوید: «پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ حج خود را با توحید آغاز نمود» [به روایت مسلم]

لبیك لا شریك لك لبیك: یعنی باطل دانستن شرک و اقرار به توحید، زیرا توحید اساس دین و اصل آن و شرط قبولی اعمال است.

إن الحمد والنعمة لك: که یاد آوری نعمت‌ها و ثنای بر منعم است تا آنکه همه‌ی اعمال تنها برای او انجام گیرد. و هر که پروردگارش را در سرزمین حرام لبیک گوید با او اینگونه پیمان بسته است که همیشه و همه جا تنها او را عبادت کند.

همچنین ترک لباس دوخته شده و پوشیدن لباس احرام یادآور پوشیدن کفن پس از سفر از این دنیا و ارشادی است به سوی تواضع و زیر پا نهادن تکبر. همه تنها یک ازار و یک ردا پوشیده‌اند و سرها همه در برابر خداوند به زیر افتاده است.

منظره‌ی خانه‌ی کعبه یاد آور خالص نمودن اعمال برای خداوند است. آنجا که دو پیامبر بزرگوار، خلیل خدا و فرزندنش شریف‌ترین و گرامی‌ترین خانه را بنا می‌کنند اما با این حال از خداوند می‌خواهند کار آن‌ها را مورد قبول قرار دهد:

{ وَإِذْ یَرْفَعُ إِبْرَاهِیمُ الْقَوَاعِدَ مِنَ الْبَیْتِ وَإِسْمَاعِیلُ رَبَّنَا تَقَبَّلْ مِنَّا إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ } [بقره: 127]

(و هنگامی که ابراهیم و اسماعیل پایه‌های خانه‌ی [کعبه] را بالا می‌بردند [می‌گفتند] ای پروردگار ما از ما بپذیر که در حقیقت تو شنوای دانایی)

واجب است شخص حاجی در همه‌ی اعمال حج و دیگر کارهای خود اخلاص را رعایت نماید و نباید در کاری که انجام می‌دهد نیت ریا و خودنمایی و مباهات و فخر فروشی نماید زیرا خداوند چنین فرموده است که:

{ وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ } [بقره: 196]

(و برای الله حج و عمره را به پایان رسانید)

تنها برای رضایت خداوند و بخشیده شدن گناهان.

طواف خانه‌ی امن خداوند نیز دارای تاثیر خود بر قلب‌هاست زیرا هیچ جایی در زمین وجود ندارد که با طواف آن بتوان به خداوند نزدیک گردید به جز خانه‌ی کعبه:

{ وَلْیَطَّوَّفُوا بِالْبَیْتِ الْعَتِیقِ } [حج: 29]

(و بر گرد آن خانه‌ی عتیق طواف به جای آورند)

بوسیدن حجر الاسود نیز نشان‌دهنده‌ی گردن نهادن به شرع خداوند است حتی اگر حکمت آن برای ما آشکار نباشد. عمر بن خطاب ـ رضی الله عنه ـ خطاب به حجر الاسود چنین فرمود: «به خدا سوگند که من می‌دانم تو سنگی بیش نیستی که نه سودی می‌رسانی و نه زیانی، و اگر من ندیده بودم که رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ تو را می‌بوسد هرگز تو را نمی‌بوسیدم» [متفق علیه]

مناسک حج درس بزرگی است در پایبندی و به سنت و پیروی از پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ چنین می‌فرماید: «مناسک خود را از من [فرا] بگیرید» [به روایت مسلم]

برای مسلمان لازم است که در هر طاعت و قربتی از پیامبر ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ پیروی نماید و در حج و دیگر عبادت‌ها صرفا به دنبال رخصت‌ها نباشد:

{ وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا } [حشر: 7]

(و هر آنچه را که پیامبر برای شما آورد آن را بپذیرید و از آنچه شما را باز داشت از آن دست کشید)

روز عرفه روز مبارکی است، و روز به هم رسیدن مسلمانان و روز امید و خشوع و خضوع در برابر پروردگار است. آن، روز بزرگی برای مسلمانان است. شیخ السلام ابن تیمیه ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «در پایان روز عرفه چنان ایمان و رحمت و نوری بر قلب حاجیان نازل می‌گردد که نمی‌توان آن را بیان نمود».

و دعا نیز بسیار گرانقدر و دارای شان و عظمت است. حاجیان در چنین موقعیتی نیاز‌های خود را به سوی پروردگار خود عرضه می‌کنند و از کرم وی مسالت می‌دارند. و باید دانست که پافشاری در دعا از پروردگار و مایوس نشدن از تاخیر استجابت، باعث قبولی دعاست. و بهترین دعا، دعای روز عرفه است.

ابن عبدالبَرّ ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «دعای روز عرفه غالبا مستجاب می‌گردد».

همچنین بهترین سخنی که در این روز گفته می‌شود کلمه‌ی تقوا است به همراه دانستن معنای آن و عمل بر اساس آن. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «بهترین دعا، دعای روز عرفه است و بهترین سخنی که من و پیامبران پیش از من گفته‌اند این سخن است: لا إله إلا الله وحده لا شریك له، له الملك وله الحمد، وهو على كل شیء قدیر» [به روایت ترمذی]

روزی که بسیاری از بندگان خداوند از آتش نجات می‌یابند و خداوند با بندگانش بر فرشتگان مقربش مباهات می‌کند. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «روزی بیش از عرفه نیست که خداوند در آن بنده‌ای را از آتش آزاد کند، و او [در آن روز] به بندگانش نزدیک می‌شود سپس با آن‌ها بر ملائکه‌اش مباهات می‌کند و می‌گوید: این بندگان من چه می‌خواهند؟…» [به روایت مسلم]

ابن عبدالبَرّ ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «و این نشان دهنده‌ی این است که آنان مورد مغفرت قرار گرفته‌اند زیرا خداوند با اهل گناهان مباهات نمی‌کند مگر پس از توبه و مغفرت».

جمع شدن مردم در عرفه یاد آور روز حشر است که میان مردم داوری می‌شود تا آنکه به سوی منازل خود رهسپار شود، یا بسوی بهشت و یا به سوی دوزخ.

قربانی نیز عبادتی است که فقط مخصوص خداوند است و مسلمانان به وسیله‌ی آن به خداوند نزدیک می‌شوند:

{ لَنْ یَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِنْ یَنَالُهُ التَّقْوَى مِنْكُمْ } [حج: 37]

(هرگز [نه] گوشت‌های آنها و نه خون‌هایشان به الله نخواهد رسید ولی [این] تقوای شماست که به او می‌رسد)

و تراشیدن سر یا کوتاه کردن آن نشان دهنده‌ی تسلیم در برابر سلطه‌ی خداوندی و خضوع در برابر عظمت اوست.

ذکر خداوند نیز زندگی قلب است و بسیار یاد نمودن خداوند در مشاعر یکی از اهداف شعائر حج و باعث نزدیک‌تر شدن آن به قبولی و خالص‌تر شدن آن می‌شود. خداوند عزوجل فرموده است:

{ لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَعْلُومَاتٍ } [حج: 28]

(تا شاهد منافع خویش باشند و نام الله را در روزهای معلومی به یاد آورند)

و همچنین فرموده است:

{ فَإِذَا أَفَضْتُمْ مِنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُوا اللَّهَ عِنْدَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ }‌[بقره: 198]

(پس چون از عرفات کوچ نمودید الله را در مشعر الحرام یاد کنید)

و همچنین فرموده است:

{ وَاذْكُرُوا اللَّهَ فِی أَیَّامٍ مَعْدُودَاتٍ } [بقره: 203]

(و الله را در روزهایی چند، یاد کنید)

زیرا اساسا شعائر حج برای ذکر خداوند مشروع شده‌اند زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «همانا طواف خانه‌ی خدا و سعی میان صفا و مروه و رمی جمرات برای برپا داشته شدن ذکر خداوند قرار داده شده‌اند» [به روایت ترمذی]

نزدیک‌ترین حاجیان به خداوند نیز آنانی هستند که بیشتر یاد او را می‌کنند. ابن قیم ـ رحمه الله ـ می‌گوید: «در هر عبادتی آن‌ها که بیشتر ذکر و یاد خداوند را می‌کنند بهترین کسانی هستند که آن را عبادت را به جا آورده‌اند. بهترین روزه‌داران آنانی هستند که در روزه‌شان بیشتر یاد خداوند را می کنند و بهترین صدقه دهنده‌گان آنانی هستند که در حال صدقه بیشتر به یاد الله هستند و بهترین حاجیان آنانی هستند که بیشتر یاد خداوند را می‌کنند».

با پایان حج نیز تا می‌توانی از خداوند مغفرت بخواه و استغفار کن نیز استغفار پایان هر کاری است و استغفار بنده، کار ناقص را به سوی کمال می‌برد و بنده را از مقامی پایین به مقام و منزلتی بالاتر می‌برد و هر که حج خود را به نیکی انجام دهد و از نواقص آن دوری نماید با بهترین حالت از آن باز می‌گردد.

از جمله نشانه‌های قبولی عمل نیز انجام کار نیک پس از کار نیک است و شایسته است که شخص حاجی پس از بازگشت از حج در سرزمین خود الگویی در استقامت و دعوت به سوی الله باشد.

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم: { وَأَذِّنْ فِی النَّاسِ بِالْحَجِّ یَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ یَأْتِینَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِیقٍ (27) لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَیَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِی أَیَّامٍ مَعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِیمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِیرَ } [حج: 27-28]

خداوند متعال برای من و شما در قرآن بزرگ برکت دهد و با آیات و ذکر حکیم سود رساند. آنچه را شنیدید گفتم، و از خداوند متعال برای خود و شما و دیگر مسلمانان از هر گناهی آمرزش می‌طلبم پس از او آمرزش بخواهید که او بسیار آمرزنده و مهربان است.

خطبه‌ی دوم:

خداوند را برای احسانش ستایش می‌کنیم و او را برای توفیق و منتش سپاس می‌گوییم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله که واحد و بی‌شریک است و گواهی می‌دهم که محمد، بنده و پیامبر اوست. درود و سلام خداوند بر او و بر اهل بیت و یاران وی باد.

ای مسلمانان:

روزهای دهه‌ی اول ذی الحجه روزهایی است مبارک، و انجام کارهای نیک در این روزها فضل بسیاری دارد. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرمایند: «هیچ روزی نیست که کار نیک در آن نزد خداوند محبوبتر از این روزها ـ یعنی روزهای دهه‌ی اول ذی الحجه ـ باشد» گفتند: ای رسول خداوند! و نه حتی جهاد در راه خدا؟ فرمود: «و نه حتی جهاد در راه خداوند، مگر مردی که با جان و مالش برای جهاد خارج شود و هیچ کدام از آن‌ها را بر نگرداند» [به روایت بخاری]

پس سعی کنید در این روزها بسیار تکبیر و تحمید گویید و صله‌ی رحم و نیکی به پدر و مادر و صدقه را بیشتر انجام دهید و تا می‌توانید نسبت به رفع نیاز دیگران و از بین بردن مشکلات آن‌ها و دیگر انواع طاعات و نیکی‌ها بکوشید.

صحابه ـ رضی الله عنهم ـ در دهه‌ی ذی الحجه سنت تکبیر را میان مردم زنده می‌کردند. این عمر و ابوهریره ـ رضی الله عنهما ـ در روزهای دهه‌ی اول ذی الحجه به بازار می‌رفتند و تکبیر می‌گفتند و مردم نیز با تکبیر آن‌ها تکبیر می‌گفتند. [به روایت بخاری]

با ذبح قربانی در روز عید قربان و همینطور ایام تشریق، خیر ادامه می‌یابد و رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ دو قوچ شاخدار سفید را که کمی سیاهی در پشمشان وجود داشت را پس از آنکه بسم الله و الله اکبر گفت با دستان خویش قربانی نمود. [متفق علیه]

بهترین قربانی، گرانقیمت‌ترین و مرغوب‌ترین آن است و یک گوسفند برای یک نفر و خانواده‌ی وی کفایت می‌کند همچنین برای کسی که نیت قربانی دارد حرام است تا پیش از قربانی چیزی از ناخن یا مویش را بردارد.

برای کسانی که در سرزمینشان هستند و به حج نرفته‌اند سنت است که روز عرفه را روزه گیرند. رسول الله ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید:‌ «روزه‌ی عرفه را بر خداوند چنین احتساب می‌کنم که کفاره‌ی گناهان سال قبل و بعد آن می‌باشد». [به روایت مسلم]

پس این مواسم عبادت را پیش از آنکه از دست روند غنیمت شمارید که همه‌ی زندگی غنیمت است و روزهای آن انگشت‌شمار است و عمرها کوتاه…

و سپس بدانید که خداوند شما را به درود و سلام بر پیامبرش امر نموده و در آیات محکم کتابش چنین فرموده است:

{ إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ } [احزاب: 56]

خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد درود و سلام فرست و راضی و خشنود باش از خلفای راشدین، آنانی که به حق حکم می‌نمودند: ابوبکر و عمر و عثمان و علی، و از دیگر صحابه‌ی پیامبرت و همچنین از ما با عفو و کرم خویش راضی باش ای گرامی‌ترین گرامیان.

خداوندا اسلام و مسلمانان را عزت ده و شرک و مشرکان را خوار گردان و دشمنان دین را نابود ساز و این سرزمین و دیگر سرزمین‌های مسلمان را در امن و امان بدار.

خداوندا حاجیان و معتمران را مورد مغفرت خویش قرار ده. خداوندا حجاج خانه‌ات را حفظ نما و حجشان را مبرور و تلاششان را مشکور و عملشان را مقبول گردان.

خداوندا ما از تو بهشت را می‌خواهیم و هر سخن و کرداری را که باعث نزدیکی به آن شود و از آتش و هر گفتار و کرداری که ما را به آن نزدیک سازد به تو پناه می‌بریم.

خداوندا ما به تو پناه می‌بریم از اینکه خواسته به تو شریکی قائل شویم و از تو آمرزش می‌خواهیم اگر ناخواسته به تو شریکی قرار داده‌ایم.

خداوندا ما از تو فردوس را که بالاترین درجه‌ی بهشت است خواهانیم. خداوندا پوست و گوشت ما را بر آتش حرام بگردان.

بندگان خداوند: {همانا الله به عدل و احسان و بخشش به نزدیکان امر کرده و از فحشا و منکر و تجاوزپیشه‌گی باز می‌دارد. او شما را چنین پند می‌دهد، باشد که یادآور گردید} [نحل: 90]

پس الله بزرگ و جلیل را یاد کنید تا شما را یاد کند و او را برای نعمت‌هایش شکر گویید تا شما را افزون دهد و همانا یاد الله بزرگتر است و الله به آنچه می‌کنید آگاه است.

منبع:www.bidary.net



[ شنبه 7 آبان 1390 ] [ 07:01 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

حکایات

تنها نجات یافته کشتی، اکنون به ساحل این جزیره دور افتاده، افتاده بود. او هر روز را به امید کشتی نجات، ساحل را و افق را به تماشا می نشست سرانجام خسته و ناامید، از تخته پاره ها کلبه ای ساخت تا خود را از خطرات مصون بدارد و در آن بیاساید اما هنگامی که در اولین شب آرامش در جستجوی غذا بود، از دور دید که کلبه اش در حال سوختن است و دودی از آن به آسمان می رود. بدترین اتفاق ممکن افتاده و همه چیز از دست رفته بود از شدت خشم و اندوه در جا خشک اش زد. فریاد زد :

« خدایــــا! چه طور راضی شدی با من چنین کاری بکنی؟ »

صبح روز بعد با صدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شد از خواب پرید. کشتی ای آمده بود تا نجاتش دهد. مرد خسته و حیران بود. نجات دهندگان می گفتند : خدا خواست که ما دیشب آن آتشی را که روشن کرده بودی ببینیم.

حکایت غم بزرگ

مردی نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت. دکتر به او گفت به فلان سیرک برو. آنجا دلقکی هست، اینقدر می خنداندت تا غمت یادت برود.

مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم!


حکایتی از ملا نصر الدین

در نزدیکی ده ملا مکان مرتفعی بود که شب ها باد می آمد و فوق العاده سرد می شد. دوستان ملا گفتند : ملا اگر بتوانی یک شب تا صبح بدون آن که از آتشی استفاده کنی در آن تپه بمانی ما یک سور به تو می دهیم و گرنه تو باید یک مهمانی مفصل به همه ما بدهی. ملا قبول کرد شب در آنجا رفت و تا صبح به خود پیچید و سرما را تحمل کرد و صبح که آمد گفت : من برنده شدم و باید به من سور دهید. گفتند : ملا از هیچ آتشی استفاده نکردی؟ ملا گفت : نه فقط در یکی از دهات اطراف یک پنجره روشن بود و معلوم بود شمعی در آنجا روشن است. دوستان گفتند : همان آتش تو را گرم کرده و بنابراین شرط را باختی و باید مهمانی بدهی.
ملا قبول کرد و گفت : فلان روز ناهار به منزل ما بیایید. دوستان یکی یکی آمدند اما نشانی از ناهار نبود گفتند : ملا انگار نهاری در کار نیست. ملا گفت : چرا ولی هنوز آماده نشده دو سه ساعت دیگه هم گذشت باز ناهار حاضر نبود ملا گفت : آب هنوز جوش نیامده که برنج را درونش بریزم. دوستان به آشپزخانه رفتند ببیننند چگونه آب به جوش نمی آید دیدند ملا یک دیگ بزرگ به طاق آویزان کرده دو متر پایین تر یک شمع کوچک زیر دیگ نهاده. گفتند : ملا این شمع کوچک نمی تواند از فاصله دو متری دیگ به این بزرگی را گرم کند. ملا گقت : چطور از فاصله چند کیلومتری می توانست مرا روی تپه گرم کند؟ شما بنشینید تا آب جوش بیاید و غذا آماده شود.



ما انسانیم


یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟ دست ها بالا رفت. او گفت : من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم. او اسکناس ها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟ باز هم دست ها بالا بودند. او جواب داد خوب اگر این کار را کنم چه؟ او پول ها را روی زمین انداخت و با کفش هایش آنها را لگد کرد بعد آنها را برداشت و گفت : مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟ باز هم دست ها بالا بودند سپس گفت :

هیچ اهمیتی ندارد که من با پول ها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید. اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید. کثیف یا تمیز، مچاله یا چین دار شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید ارزش ما در این جمله است که : ما که هستیم؟ هیچ وقت فراموش نکنید که شما یک انسان هستید .


منبع:s-www.mihanblog.com


[ یکشنبه 1 آبان 1390 ] [ 08:24 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات