خدایا

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم

لایُكَلِّفُ اللّهُ نَفْسًا إِلاَّ وُسْعَهَا لَهَا مَا كَسَبَتْ وَعَلَیْهَا مَا اكْتَسَبَتْ رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَآ أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِین

خدا هیچ کس را جز به اندازه طاقتش مکلف نمی کند نیکیهای هر کس ازآن ، خود اوست و بدیهایش از آن خود اوست ای پروردگار ما ، اگر فراموش کرده ایم یا خطایی کرده ایم ، ما را بازخواست مکن ای پروردگار ما ، آن گونه که بر امتهای پیش از ما تکلیف گران نهادی ، تکلیف گران بر ما منه و آنچه را که طاقت آن نداریم ، بر ما تکلیف مکن گناه ما ببخش و ما را بیامرز و بر ما رحمت آور تو مولای ما هستی پس ما را بر گروه کافران پیروز گردان

استغفار

خداوندا تو مرا به نیكی فرمان دادی و من نافرمانی كردم و تو مرا از بدیها منع كردی و من مرتكب منعیات شدم.

اكنون نه بهانه ای دارم تا از آنچه گذشته معذرت خواهم، و نه نیرویی تا از آن یاری جویم. نمی دانم چگونه و با چه چیزی روی به تو آورم ای مولای من. آیا با گوشم یا با چشمم یا با زبانم یا با دستم و یا با پایم؟

مگر اینها همه نعمتهای تو پیش من نیستند كه با آنها تو را نافرمانی كرده ام؟

ای مولای من حق با توست و مسئولیت با من.

ای كسی كه گناه مرا از پدران و مادرانم پنهان داشتی، تا مرا زجر ندهند و تنبیه نكنند. و هم از اقوام و برادران تا مرا شماتت نكنند. و هم از حكومتها تا مرا به مجازات نرسانند.

ای مولای من، اگر آنچه كه تو از كردار من می دانی، آنان می دانستند، دیگر به من نگاه نمی كردند و طردم می نمودند.

هم اكنون ای خدای من، و ای مولای من، در پیشگاه تو با خضوع و فروتنی ایستاده ام. نه بهانه ای دارم تا از آنچه گذشته معذرت خواهم، و نه نیرویی تا از آن یاری جویم، و نه حجت و دلیلی تا به آن استناد كنم، و نه می توانم انكار كنم كه گناه نكرده ام و كاری ناپسند مرتكب نشده ام، و اگر هم انكار كنم ای مولای من، سودی نخواهد داشت چون تمام اعضایم نسبت به آنچه كرده ام شاهد هستند و به یقین و بدون تردید می دانم كه تو از گناهان بزرگ از من سؤال خواهی كرد. و تو آن داور عادلی كه هرگز ستم روا نمی داری. عدل تو مرا به هلاكت خواهد كشید و من ناچار از عدل تو به فضل تو پناه می برم.

ای خدای من اگر مرا عذاب فرمایی به دلیل گناهانم است بعد از حجتت بر من و اگر از من درگذری به دلیل بردباری و جود و كرم تو خواهد بود.





موضوع: مناجات، قرآنی،
[ دوشنبه 12 تیر 1391 ] [ 03:29 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

زلزله ۵٫۴ ریشتری شهرستان خواف را لرزاند

به گزارش ایرنا به نقل از شبكه زلزله نگاری كشور، این زمین لرزه در ساعت دو 31دقیقه و26 ثانیه بامداد دوشنبه به وقوع پیوست.

این زمین لرزه با قدرت ۵٫۴ در امواج درونی زمین (ریشتر) بامداد امروز (دوشنبه، ۱۲ تیر ۱۳۹۱ در ۰۲:۳۱:۲۶) شهرستان خواف در استان خراسان رضوی را به لرزه درآورد.

تا کنون گزارشی از تلفات احتمالی این زمین لرزه مخابره نشده است.



[ دوشنبه 12 تیر 1391 ] [ 06:54 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

پیاز بخورید، زودتر بخوابید و...


پیاز بخورید، زودتر بخوابید

پیاز

پیاز سرشار از ویتامین های A ،B ،C  و نیز دارای آهن، فسفر، سدیم، قند است.

پیاز به علت داشتن گوگرد مانع عفونت خون می شود و خطر ابتلاء به سرطان معده را کاهش می دهد.

کلسترول و چربی خون را کاهش می دهد.

پیاز به علت داشتن فسفر، کارهای فکری را آسان می کند.

این گیاه برای افرادی که دچار بی خوابی هستند مفید است، زیرا در صورت مصرف، زودتر خواب به سراغشان می آید.

 

زیتون

 

 

 

زیتون

زیتون دارای ویتامینB  و A است و همچنین سرشار از آهن، کلسیم، منیزیم، فسفر می باشد.

زیتون برای تقویت حافظه، درد اعصاب، درد عضلات و سیاتیک مفید است. شاخه و برگ درخت زیتون در کتب مذهبی و سنتی به نام صلح و آشتی معروف است و آن را رب النوع عقل و دانایی می دانند.

 

 

هویج

 

 

هویج

هویج یکی از گیاهان کاهش دهنده قند است و بیماران دیابتی می توانند به مقدار کم از این گیاه استفاده کنند. هویج با داشتن مواد مقوی و ویتامین ها یکی از مهم تر ین و مفیدترین مواد برای بدن است، خوردن هویج مقاومت بدن را در مقابل بیماری های عفونی بالا می برد.

 

شلغم

 

 

 

شلغم

شلغم یکی از گیاهان بسیار مقوی و مغذی است، که سرشار از املاح مفیدی مانند کلسیم و منیزیم است شلغم یکی از پاک کننده ها و سازنده های خون است. هر اندازه یک شلغم تیره تر باشد، ید بیشتری در آن است. شلغم دارای ویتامین های A ، B، C است.

فسفر موجود در شلغم موجب تقویت سلول های عصبی می شود.

منبع:http://manoelm.mihanblog.com





موضوع: علمی، کوتاه وخواندنی،
[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

عکس خطای دید

آنچه را که می بینید به سادگی باور نکنید
تصویر زیر را از نزدیک ببینید و سپس چند قدم عقب تر دوباره آن را تماشا کنید





پس حالا به بقل دستیتون نگید که چرا با اخم شما رو نگاه می کنه شاید اینطوری نباشه 



دلیلی برای اثبات اینکه “بعضی مواقع نمی توان خطای دید را از خطای مغز تشخیص داد”

١- در صورتی که حرکت نقطه متحرک را تعقیب کنید تنها یک رنگ را می بینید، (صورتی)

٢- حالا لحظاتی به علامت + که در وسط تصویر قرار دارد خیره شوید. نقاط متحرک را پس از لحظاتی به رنگ سبز خواهید دید

٣- حالا زمان بیشتری را بر روی علامت + تمرکز کنید، پس از لحظاتی نقاط صورتی آهسته آهسته ناپدید خواهند شد و فقط یک نقطه سبز رنگ قابل رویت است!

عجیب اینجاست که در واقع هیچ نقطه سبزی در این عکس طراحی نشده و به هیچ وجه نقاط صورتی نیز ناپدید نمی شوند ولی این تنها توهمی است که حاصل از بازی شگفت انگیز مغز است تا جایی که بطور مسلم مشخص نمی شود که این یک خطای بینایی است یا یک خطایی که مغز آنرا انجام داده!

- چند ثانیه به نقطه کوچک سیاهرنگ وسط عکس بطور ثابت نگاه کنید. یعنی تا زمانی که بافرینگ پایین تصویر بطور کامل پر شود.

۲- بعد از طی این چند ثانیه عکسی سیاه و سفید ظاهر میشود ولی جالب اینجاست که تا زمانی که نگاهتان بطور ثابت بر روی نقطه سیاهرنگ متمرکز است، شما این عکس را رنگی میبینید!

امتحان کنید …

منبع:http://www.delfieh.com






موضوع: عکس، طنز، علمی،
[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

قصاوت

پس از رسیدن یک تماس تلفنی برای یک عمل جراحی اورژانسی، پزشک با عجله راهی بیمارستان شد ،او پس از اینکه جواب تلفن را داد، بلافاصله لباسهایش را عوض کرد و مستقیم وارد بخش جراحی شد .

او پدر پسر را دید که در راهرو می رفت و می آمد و منتظر دکتر بود. به محض دیدن دکتر، پدر داد زد: چرا اینقدر طول کشید تا بیایی؟ مگر نمیدانی زندگی پسر من در خطر است؟ مگر تو احساس مسئولیت نداری؟

پزشک لبخندی زد و گفت: “متأسفم، من در بیمارستان نبودم و پس از دریافت تماس تلفنی، هرچه سریعتر خودم را رساندم  و اکنون، امیدوارم شما آرام باشید تا من بتوانم کارم را انجام دهم “.

اگر پسر خودت همین حالا میمرد چکار میکردی؟”

عمل جراحی چند ساعت طول کشید و بعد پزشک از اتاق عمل با خوشحالی بیرون آمد ” خدا را شکر! پسر شما نجات پیدا کرد”

و بدون اینکه منتظر جواب پدر شود، با عجله و در حالیکه بیمارستان را ترک می کرد گفت :” اگر شما سؤالی دارید، از پرستار بپرسید”

پدر با دیدن پرستاری که چند لحظه پس از ترک پزشک دید گفت: “چرا او اینقدر متکبر است؟ نمی توانست چند دقیقه صبر کند تا من در مورد وضعیت پسرم ازش سؤال کنم؟”
پرستار درحالیکه اشک از چشمانش جاری بود پاسخ داد :” پسرش دیروز در یک حادثه ی رانندگی مرد ،وقتی ما با او برای عمل جراحی پسر تو تماس گرفتیم، او در مراسم تدفین بود و اکنون که او جان پسر تو را نجات داد با عجله اینجا را ترک کرد تا مراسم خاکسپاری پسرش را به اتمام برساند.”

هرگز کسی را قضاوت نکنید چون شما هرگز نمیدانید زندگی آنان چگونه است و چه بر آنان میگذرد یا آنان در چه شرایطی هستند.

برگرفته از http://www.dastanekootah.in





موضوع: داستان، کوتاه وخواندنی،
[ یکشنبه 11 تیر 1391 ] [ 07:01 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

داشته هایتان را گرامی بدارید.

داستان جالب و آموزنده زوجی که عاشق یکدیگر بودند پس از ۱۱ سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع
 
را به کل فراموش کرد.
پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.
 
فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت: “عزیزم دوستت دارم!”
 
عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود وبرگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت.بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را ازدست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.
گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت وتعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن
کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.
اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.
حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند .

منبع:دلها با یاد خدا آرام میگیرد





موضوع: داستان، کوتاه وخواندنی،
[ شنبه 10 تیر 1391 ] [ 09:32 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

خدا


توی کلاس درس خدا

اونی که ناله میکنه رد میشه

     اونی که صبر میکنه قبول میشه

           اونی که شکر میکنه شاگرد ممتاز میشه


اعتماد

در مقابل تقدیر خداوند چون کودکی یکساله باش که

چون اورا به هوا می اندازی میخندد

چون مطمئن است اوراخواهی گرفت.


بار خدایا

ازکوی تو بیرون نرودپای خیالم

      نکند فرق به حالم

    چه برانی چه بخوانی

    چه به اوجم برسانی

    چه به خاکم بکشانی

     نه من انم که برنجم

     نه تو انی که برانی


آرامش یعنی،

نگاه به گذشته وشکر خدا

         نگاه به اینده و اعتماد به خدا

                نگاه به اطراف و جستجوی خدا

                                 نگاه به درون و دیدن خدا

منبع:http://khodamaryam.blogfa.com/





موضوع: مناجات، کوتاه وخواندنی، پیامک،
[ پنجشنبه 8 تیر 1391 ] [ 06:18 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic