دعا



الهی یاریمان  کن تا در مواقع سختی از صابران باشیم تا  الطاف و رحمت و مغفرت تو شامل حالمان  شود


بَشِّرِ الصَّابِرِینَ ‏مژده بده به بردباران .‏ الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ ‏آن كسانی كه هنگامی كه بلائی بدانان میرسد ، میگویند : ما از آنِ خدائیم و به سوی او بازمیگردیم .‏ أُولَئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ‏نان ( همان بردباران با ایمانی هستند كه ) الطاف و رحمت و احسان و مغفرت خدایشان شامل حال آنان میگردد ، و مسلّماً ایشان راهیافتگان ( به جاده حق و حقیقت و طریق خیر و سعادت ) هستند .‏(بقره)

الهی یاریمان  کن ببخشیم انچه نصیبمان کردی تا از جمله نیکوکاران باشیم


الَّذِینَ یُنفِقُونَ فِی السَّرَّاء وَالضَّرَّاء وَالْكَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ وَاللّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ ‏ن كسانی كه در حال خوشی و ناخوشی و ثروتمندی و تنگدستی ، به احسان و بذل و بخشش دست مییازند ، و خشم خود را فرو میخورند ، و از مردم گذشت میكنند ، و ( بدین وسیله در صف نیكوكاران جایگزین میشوند و ) خداوند ( هم ) نیكوكاران را دوست میدارد .‏(ال عمران)

خدایا به ما بیاموز تا توبه کننده گناهانمان باشم  تا پاداشمان بهشتی که وعده نمودی باشد.

وَالَّذِینَ إِذَا فَعَلُواْ فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُواْ أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُواْ اللّهَ فَاسْتَغْفَرُواْ لِذُنُوبِهِمْ وَمَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ وَلَمْ یُصِرُّواْ عَلَى مَا فَعَلُواْ وَهُمْ یَعْلَمُونَ ‏

‏و كسانی كه چون دچار گناه ( كبیرهای ) شدند ، یا ( با انجام گناه صغیرهای ) بر خویشتن ستم كردند ، به یاد خدا میافتند ( و وعده و وعید و عقاب و ثواب و جلالت و عظمت او را پیش چشم میدارند و پشیمان میگردند ) و آمرزش گناهانشان را خواستار میشوند - و بجز خدا كیست كه گناهان را بیامرزد ؟ - و با علم و آگاهی بر ( زشتی كار و نهی و وعید خدا از آن ) چیزی كه انجام دادهاند پافشاری نمیكنند ( و به تكرار گناه دست نمییازند ) .‏وْلَئِكَ جَزَآؤُهُم مَّغْفِرَةٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِینَ آن چنان پرهیزگارانی پاداششان آمرزش خدایشان و باغهای ( بهشتی ) است كه در زیر ( درختان ) آنها جویبارها روان است و جاودانه در آنجاها ماندگارند ، و این چه پاداش نیكی است كه بهره كسانی میگردد كه اهل عملند ( و برابر فرمان خدا كار میكنند ) .‏ (ال عمران)

خدایا یارمان ده بر نماز  مقبول تا از مومنان واقعی باشیم تا دارای درجات عالی باشیم

الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنفِقُونَ ‏آنان كسانیند كه نماز را چنان كه باید می‌خوانند و از آنچه بدیشان عطاء كرده‌ایم ، ( مقداری را به نیازمندان ) می‌بخشند .‏وْلَئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقّاً لَّهُمْ دَرَجَاتٌ عِندَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِیمٌ ‏آنان واقعاً مؤمن هستند و دارای درجات عالی ، مغفرت الهی ، و روزی پاك و فراوان ، در پیشگاه خدای خود می‌باشند .‏ (انفال)


منبع:نامه ای به خدا





موضوع: قرآنی، کوتاه وخواندنی، مناجات،
برچسب ها: دعا، توبه، قرآنی، یاری کردن، انفاق،
[ چهارشنبه 8 شهریور 1391 ] [ 07:57 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

دعاهای کودکانه

دعاهای زیر از کتاب سومین جشنواره بین‌المللی "دستهای کوچک دعا" است. این جشنواره سه سال است که در تبریز برگزار می‌شود و دعاهای بچه‌های دنیا را جمع ‌آوری می‌کند و برگزیدگان را به تبریز دعوت و به آنها جایزه می‌دهد. دعاهایی که می‌خوانید از بچه‌های ایران است. لطفاً آمین بگوئید:


آرزو دارم سر آمپول‌ها نرم باشد! (تاده نظر‌بیگیان / ۵ساله)

 

خدای مهربانم! من در سال جدید از شما می‌خواهم اگر در شهر ما سیل آمد فوراً من را به ماهی تبدیل کنی! (نسیم حبیبی / ۷ساله)

 

ای خدای مهربان! پدر من آرایشگاه دارد. من همیشه برای سلامت بودن او دعا می‌کنم. از تو می‌خواهم بازار آرایشگاه او و همه آرایشگاه‌ها را خوب کنی تا بتوانم پول عضویت کانون را از او بگیرم چون وقتی از او پول عضویت کانون را می‌خواهم می‌گوید بازار آرایشگاه خوب نیست! (فرشته جبار نژاد ملکی / 11 ساله)


 



ادامه مطلب


موضوع: مناجات، کوتاه وخواندنی،
برچسب ها: دعا، دعاهای کودکانه،
[ چهارشنبه 1 شهریور 1391 ] [ 05:15 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

شعری بسیار زیبا از فیض کاشانی

سوی ما آ، که نباشد سفری بهتر از این
روی ما بین که نباشد نظری بهتر از این

طاعت ما کن و اخلاص بدست آور و صدق
سوی ما نیست ترا راهبری بهتر از این

دل بنه بر غم ما، نیست چو ما دلداری
سر بنه بر در ما، نیست سری بهتر از این

بگذر از هرچه به جز ما و درآ در ره ما
اهل همت نشناسد گذری بهتر از این

کوش تا صاحب اسرار معارف گردی
شجر عمر ندارد ثمری بهتر از این

بگذر از صوره ی هر چیز و به معنی بنگر
نبود صاحب دل را نظری بهتر از این

دُرِ توحید ز اصداف معانی به کف آر
نیست در بحر حقایق گهری بهتر از این

ثمر وصل بچین از شجر حق، که نیست
ثمری بهتر از آن و شجری بهتر از این


چون بلا روی نهد تیر دعایی به کف آر
نبود تیر قضا را سپری بهتر از این

با جفاجوی وفا کن که ز جورش برهی
بهر بدخوی نباشد حجری بهتر از این

سخن «فیض» برِ مستمعان شیرین است
صاحب ذوق ندارد شکری بهتر از این

فیض کاشانی




موضوع: مناجات، شعر،
برچسب ها: شعر، مناجات، فیض کاشانی، به سوی خدا،
[ سه شنبه 31 مرداد 1391 ] [ 08:23 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

روزهای آخر ماه مهمانی خدا

رفته رفته به پایان ماه مبارک رمضان، این ماه پربرکت نزدیک میشویم و این سفره ی نعمت در حال جمع شدن است.
ولی سوال اینجاست ایا تمام راز و نیاز و مناجات با پروردگار و توبه به درگاه او تنها برای این چند روز بود؟
از فردای آن روز دوباره به خانه ی اول برمیگردیم ؟
   چرا باید بعد از ماه رمضان زندگیمان به حالت اول باز گردد؟ پس کی میخواهیم تغییر کنیم؟
توبه واقعی شکستنی نیست! توبه ی واقعی حتی یک بار هم نباید شکسته شود.

استغفار

ای خدای من !

گناه من نه چنانست که بتقریر آرم و رحمت تو نه چنانست که بتحریر آرم،

الهی از کرده های خود پشیمانم و بسوی تو ازعیب خود نالانم

و فضل تو را خواهانم و قرب تورا جویانم و ذکر تورا گویانم.

یاریم فرما که وامانده ام و بجز تو پناهی ندارم.


بجز شرمســـــاری و عجز و ناز     /        ندارم بکف توشه ای کارساز

من از هرجهت عاجز و مستمند     /       تو بالذات سلطانی و بی نیاز



هزار بار عهد بستم و هزار بار توبه شکستم و بر اسب عصیان نشستم

دانی که در خفا چه بوده ام و چه هستم !

به لب آه و و به دل جاه و زبان کوتاه !

پس مرا به سر انگشت نیم نگاهی نگاه دار و به غیر خود وا مگذار!







موضوع: مناجات،
برچسب ها: توبه، مناجات، پایان ماه مبارک رمضان،
[ جمعه 27 مرداد 1391 ] [ 08:14 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

رمضان کریم


 
یا رب در رمضان برایم بنویس
قلـــب
بی گـناه
خالـــــص
شـــــــریف
خوشــــــبخت
بدون گنـــــــــاه
ذهن قرآنــــــــــــی
و فــــکر ربانــــــــــی
زبـــــان ذاکـــــــــــــــــر
و قلـــــــــب خاشــــــــــــــــع
و نفـــــس با اطمینـــــــــــــــــــان
روح بلـــــــــــــــــــــــند همـــــــــــــت
و توبه نصـــــــــوح از همـــــــــه گناهــــــــان
و نیــــــکیِ روزه ه هــــــــــــا نمــــــــــــــازهایــــــــم
یَـارَبْ اگرمرگم دراین ماه فرارسید مراشامل رحمت هایت بگردان
و اگر بعد از آن زنــــــده ماندم مرا دائم درراه راست قــــــــــــــــــــرار بده
و هر لحظـــــــــــه ذکــــــــــــرم برای توســـــــــــــت تا دوباره متــــــــولد بشوم





موضوع: کوتاه وخواندنی، مناجات،
برچسب ها: رمضان، دعا، مناجات،
[ سه شنبه 17 مرداد 1391 ] [ 11:14 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

الهی

مناجات




الهی ، اگر چه درویشم ، ولی داراتر از من کیست ، که تو دارایی منی.

الهی ، دندان دادی ، نان دادی ، جان دادی ، جانان بده!

الهی ، اگر ستار العیوب نبودی ، ما از رسوایی چه می کردیم؟

الهی ، از من پرسند کیستی ، چه بگویم؟

الهی ، از گفتن (( یا )) شرم دارم.

الهی ، از کودکان چیزها آموختم ، لاجرم کودکی پیشه کردم.

الهی ، بسوی تو آمدم ، به حق خودت مرا به من برمگردان !

الهی ، ظاهر که اینقدر زیباست ، باطن چگونه است.

الهی ، شکرت که فهمیدم که نفهمیدم.

الهی ، آن کس که تو را دوست دارد ، چگونه با خلقت مهربان نیست.

الهی ، دل به جمال مطلق داده ایم ، هر چه باداباد.

الهی ، در این جهان پرهیاهو چرا من هوهو نکنم.

الهی ، حاصل یک عمر درس و بحثم این شد که جهان را جهانبانی است و انسان را سرو سامانی.




موضوع: مناجات،
برچسب ها: مناجات، الهی،
[ یکشنبه 15 مرداد 1391 ] [ 08:02 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

هرچه خدا بخواهد ...

سالهای بسیار دور پادشاهی زندگی میكرد كه وزیری داشت.
وزیر همواره میگفت: هر اتفاقی كه رخ میدهد به صلاح ماست.
روزی پادشاه برای پوست كندن میوه كارد تیزی طلب كرد اما در حین بریدن میوه انگشتش را برید،وزیر كه در آنجا بود گفت: نگران نباشید تمام چیزهایی كه رخ میدهد در جهت خیر و صلاح شماست !
پادشاه از این سخن وزیر برآشفت و از رفتار او در برابر این اتفاق آزرده خاطر شد و دستور زندانی كردن وزیر را داد...
چند روز بعد پادشاه با ملازمانش برای شكار به نزدیكی جنگلی رفتند. پادشاه در حالی كه مشغول اسب سواری بود راه را گم كرد و وارد جنگل انبوهی شد و از ملازمان خود دور افتاد،در حالی كه پادشاه به دنبال راه بازگشت بود به محل سكونت قبیلهای رسیدكه مردم آن در حال تدارك مراسم قربانی برای خدایانشان بودند،  زمانی كه مردم پادشاه خوش سیما را دیدند خوشحال شدند زیرا تصور كردند وی بهترین قربانی برای تقدیم به خدای آنهاست!!!
آنها پادشاه را در برابر تندیس الهه خود بستند تا وی را بكشند،  اما ناگهان یكی از مردان قبیله فریاد كشید : چگونه میتوانید این مرد را برای
قربانی كردن انتخاب كنید در حالی كه وی بدنی ناقص دارد، به انگشت او نگاه كنید !!!
به همین دلیل وی را قربانی نكردند و آزاد شد.  پادشاه كه به قصر رسید وزیر را فراخواند و گفت:اكنون فهمیدم منظور تو از اینكه میگفتی هر چه رخ میدهد به صلاح شماست چه  بوده زیرا بریده شدن انگشتم موجب شد زندگی ام نجات یابد اما در مورد تو چی؟ تو به زندان افتادی این امر چه خیر و صلاحی برای تو داشت؟!!
وزیر پاسخ داد: پادشاه عزیز مگر نمیبینید،اگر من به زندان نمیافتادم مانند همیشه در جنگل به همراه شما بودم در آنجا زمانی كه شما را قربانی نكردند مردم قبیله مرا برای قربانی كردن انتخاب میكردند، بنابراین میبینید كه حبس شدن نیز برای من مفید بود!!!



خداوندا ! اگر در کار تو چون و چرا کردم
خطا کردم.
و گر در ناامیدی ، تکیه جز بر کبریا کردم ،
خطا کردم.
حلالم کن.
خطا کردم.
اگر اسمی به جز اسم تو آمد بر زبانم ،
من پشیمانم.
و گر در نیک روزی ، غفلت از شکر و دعا کردم ،
خطا کردم.
اگر لغزیده گاهی ذره ای پایم ، ببخشایم .
و گر از فرش زیرم اندکی پا را فرا کردم ،
خطا کردم.
نفهمیدم
که عشق اول و آخر تویی عشق آفرینا، من
خطا کردم .






موضوع: مناجات، داستان، کوتاه وخواندنی،
[ دوشنبه 2 مرداد 1391 ] [ 10:33 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات