جملات بسیار زیبا و تامل برانگیز


این جملات را خوب بخوانید وسعی کنید به آنها عمل کنید وآنها را آویزه گوشتان قرار دهید


جملات زیبا و الهام بخش زندگی

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


موضوع: علمی، پیامک، پند واندرز، کوتاه وخواندنی،
[ دوشنبه 29 آبان 1391 ] [ 03:58 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

گناه کن اما به چند شرط !!

گناه کن اما به چند شرط !!

شخصی به نزد ابراهیم بن ادهم آمد و عرض کرد : ای شیخ ، نفسم مرا وادار به ارتکاب گناه می کند مرا پندی ده.

 ابراهیم خطاب به وی فرمود: آنگاه که نفست تو را وادار به نافرمانی ومعصیت پروردگار نمود ، او را اطاعت نموده و گناه کن وهیچ باکی بر تو نیست اما به چند شرط.

 مرد گفت: آنها را برایم بازگو کن.

 ابراهیم فرمود: هرگاه خواستی مرتکب گناه شوی در جایی مخفی شو که خداوند تو را نبیند.

مرد گفت : سبحان الله.....چگونه خود را از او مخفی کنم در حالیکه هیچ چیزی از او پوشیده نمی ماند.

 سپس ابراهیم گفت: سبحان الله..... آیا شرم نمی کنی که نافرمانی خدا را انجام دهی در حالیکه او تو را می بیند.

 مرد ساکت شد و فرمود: بیشتر بازگو.

 ابراهیم فرمود: اگر خواستی معصیت پرودگار را انجام دهی بر روی  زمین او این کار را نکن.

 مرد گفت: سبحان الله..... کجا بروم در حالیکه تمام گیتی از آن اوست.

 ابراهیم فرمود: آیا از نافرمانی خدا شرم نمی کنی  در حالیکه بر روی زمینش زندگی می کنی؟

مرد گفت: دیگر باز گو.

 ابراهیم فرمود: هرگاه خواستی معصیت پروردگار را انجام دهی از روزی اش مخور.

 مرد گفت: سبحان الله .... چگونه زندگی کنم در حالیکه تمام نعمتها از جانب او می باشد.

 ابراهیم فرمود: آیا شرم نمی کنی معصیت خدا را انجام دهی در حالیکه او آب وغذایت را روزی ات می گرداند ونیرویت را حفظ می نماید.

 مرد گفت: بیشتر باز گو.

 ابراهیم فرمود: هنگامی که معصیت پروردگار را انجام دادی سپس فرشتگان به نزدت آمدند تا تو را با خود به درون آتش جهنم ببرند همراه آنها نرو.

 مرد گفت: سبحان الله.... مگر من از چنین قدرتی بر خوردار هستم که بر آنها غالب شوم ؟ بلادرنگ مرا با خود  خواهند برد.

ابراهیم فرمود: هنگامی که گناهانی را که مرتکب شده ای و در کارنامه اعمالت ثبت شده اند  می خوانند آنها را انکار کن.

 مرد گفت: سبحان الله.... پس کجایند فرشتگانی که اعمال انسان را می نویسند و مراقب کردار او هستند ، وکجایند شاهدانی که به سخن در خواهند آمد؟!!

سپس آن مرد گریست و راه بازگشت را در پیش گرفت در حالیکه این جملات را تکرار می کرد: پس کجایند فرشتگانی که اعمال انسان را می نویسند و مراقب کردار او هستند ، وکجایند شاهدانی که به سخن در خواهند آمد؟!!

منبع:http://abubakr-seddigh.mihanblog.com/





موضوع: کوتاه وخواندنی، داستان، پند واندرز،
برچسب ها: ابراهیم ادهم، گناه کردن، سوال وجواب،
[ سه شنبه 23 آبان 1391 ] [ 10:07 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

داستان گنجشک و صیاد

صیادى گنجشکى گرفت، گنجشک گفت: مرا چکار خواهى کرد؟ گفت بکشم و بخورم.

گفت: از خوردن من چیزى حاصل تو نخواهد شد ولی اگر مرا رها کنى سه سخن به تو می‌آموزم که برای تو بهتر از خوردن من است.

صیاد گفت بگو.

گنجشک گفت یک سخن در دست تو بگویم، و یکى آن وقت که مرا رها کنى و یکى آن وقت که بر کوه نشینم. گفت: اوّلی را بگو. گفت: هر چه از دست تو رفت برای آن حسرت مخور.

پس صیاد او را رها کرد و بر درخت نشست و گفت: محال را هرگز باور مکن و پرید بر سر کوه نشست و گفت: اى بدبخت اگر مرا می‌کشتى اندر شکم من دو دانه مروارید بود هر یکى بیست مثقال، که توانگر مى‌شدى و هرگز درویشى به تو نمی‌رسید .

مرد انگشت در دندان گرفت و دریغ و حسرت خورد و گفت باز از سومی بگو.

گنجشک گفت: تو آن دو سخن را فراموش کردى سومی را می‌خواهی چکار؟ به تو گفتم برای گذشته اندوه مخور و محال را باور مکن. بدان که پر و بال و گوشت من ده مثقال نیست آن وقت چگونه در شکم من دو مروارید چهل مثقال وجود دارد و اگر هم بود حالا که از دست تو رفته، غم خوردن چه فایده؟

گنجشک این سخن گفت و پرید و این مَثَل براى آن گفته می‌شود که چون طمع پدید آید؛ همه محالات باور کند.









موضوع: کوتاه وخواندنی، داستان، پند واندرز، طنز، علمی،
برچسب ها: صیاد، گنچشک، مروارید، مثقال،
[ شنبه 20 آبان 1391 ] [ 03:42 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

زندگی را از طبیعت بیاموزیم ،

 - سحر عباسی,سارا م,افق     ,محسن معماری,


زندگی را از طبیعت بیاموزیم ،

چون بید متواضیع باشیم ،

چون سرو راست قامت ،

مثل صنوبر صبور ،

مثل بلوط مقاوم ،

مثل رود روان ،

مثل خورشید با سخاوت

و مثل ابر با کرامت باشیم


                  

زندگی به ما می اموزد كه هیچ وقت نا امید نشیم و مثل مورچه ای باشیم كه دانه اش هزار بار می افته و نا امید نمیشه،میره و بر میداره .ما آدما زندگی رو باید از طبیعت بیاموزیم  ، محبت رو از آهو بیاموزیم و امید رو از مورچه و  
از دیروز بیاموز، برای امروز زندگی كن و به فردا امید داشته باش.





موضوع: کوتاه وخواندنی، پند واندرز، پیامک، علمی،
برچسب ها: زندگی، طبیعت، بید، صنوبر، سرو، رود،
[ پنجشنبه 18 آبان 1391 ] [ 09:00 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

سوال های مرد اعرابی از پیامبر



عرض کردم میخواهم داناترین مردم باشم؟
حضرت فرمود از خدا بترس

عرض کرد میخواهم از خاصان درگاه خدا باشم؟
حضرت فرمود شب و روز قرآن بخوان

 عرض کردم میخواهم همیشه دل من روشن باشد؟

حضرت فرمود که یاد مرگ را فراموش مکن

عرض کرد میخواهم همیشه در رحمت حق باشم؟
حضرت فرمود با خلق خدا نیکی کن

عرض کرد میخواهم از دشمن به من آفتی نرسد؟

حضرت فرمودهمیشه توکل بخدا کن

عرض کرد میخواهم در چشم مردم خوار نباشم؟
حضرت فرمود پرهیزکار باش

عرض کرد میخواهم عمر من طولانی باشد؟
حضرت فرمود صله رحم کن

عرض کرد میخواهم روزی من وسیع گردد؟
حضرت فرمود همیشه با وضو باش

  عرض کرد میخواهم به آتش دوزخ نسوزم؟
حضرت فرمود چشم و زبان خودرا ببند

عرض کرد میخواهم بدانم گناه به چه چیز ریخته می شود؟
حضرت فرمود تضرع و توبه به حال بیچارگی

عرض کرد میخواهم سنگین ترین مردم باشم؟
حضرت فرمود از کسی چیزی مخواه

عرض کرد میخواهم پرده عصمتم دریده نشود؟
حضرت فرمود پرده ی عصمت کسی را مدر

عرض کرد میخواهم که گورم تنگ نباشد؟
حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره ی تبارک

عرض کرد میخواهم مال من بسیار شود؟
حضرت فرمود مداومت کن به قرائت سوره ی واقعه هر شب

عرض کرد میخواهم فردای قیامت ایمن باشم؟
حضرت فرمود میان شام و خفتن به ذکر خدا مشغول باش

عرض کرد میخواهم خدای تعالی را در نماز حضور یابم؟
حضرت فرمود در وقت وضو گرفتن بسیار دقت کن

عرض کرد میخواهم از خاصان باشم؟
حضرت فرمود در کارها راستی و درستی پیشه کن

عرض کرد میخواهم برای من عذاب قبر نباشد؟
حضرت فرمود جامه ی خود را پاک نگهدار

عرض کرد میخواهم در نامه ی عمل من گناه نباشد؟

حضرت فرمود با پدر و مادرت به نیکی رفتار کن





موضوع: علمی، فضایل، پند واندرز، کوتاه وخواندنی،
برچسب ها: پیامبر، محمد، اعرابی، سوال، جواب،
[ شنبه 13 آبان 1391 ] [ 03:07 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

داستان بسیار ساده و آموزنده ” مداد ”

داستان بسیار ساده و آموزنده ” مداد ” 

مداد رنگی

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت.

بالاخره پرسید :  ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟

پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت: درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم . می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .

 بستگی داره چطور به آن نگاه کنی .

در این مداد ۵ خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .

مداد، نوشتن

صفت اول:

می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .

اسم این دست خداست. او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .

صفت دوم:

گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود. پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

صفت سوم:

مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم. بدان که تصحیح یک کار خطا ، کار بدی نیست. در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.

صفت چهارم:

چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است. پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .

صفت پنجم:

همیشه اثری از خود به جا می گذارد . بدان هر کار در زندگی‌ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی.





موضوع: کوتاه وخواندنی، داستان، پند واندرز، فضایل،
برچسب ها: پدر بزرگ، نوه، پسر، مداد، خط، مداد تراش، کارهای بزرگ، پاک کن، مدادتراش، کار خوب،
[ دوشنبه 8 آبان 1391 ] [ 09:34 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

انسان،زندگی،اراده

انسان حر



زندگی قشنگ ترین واژهء  انسان است .

انسانی فردا دستاوردی بدست می آورد, که امروز رویایی داشته باشد.

جهنم خدا در سرای آخرت , جزای انسانهای است که در این دنیا بد زندگی می کنند.

هیچ چیز در دنیای هستی بعد از خدا زیباتر از انسان نیست .

اگر تو برای فرداهایت فکر نکنی ,شیاطین برای تو فکر میکنند .

تا تصمیمی اتخاذ نشود, انسان چیزی بدست نمی آورد.

سرنوشت ما از قبل توسط خدا رقم زده نشده است .ما خود سرنوشت خود را تعیین میکنیم .

ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیر بانفسهم .

همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد تا اینکه خود آن قوم خودشان را تغییر دهند .(قرآن کریم )

انسانها همانگونه که فکر کنند زندگی می کنند.

تمام آینده های زیبای تورا ,اندیشه های امروز تو می سازد.

برای اینکه یک فرد جذاب را جذب کنی ,خودت باید جذاب باشی .(ضرب المثل )

فقر در زندگی یک انسان فقیر, حاصل اندیشه های فقیرانه اوست .

قانون لیاقتها: جهان هستی آنچه به تو می دهد, که لیاقت آن را داری ,نه آنچه راکه لازم داری .

باید که جمله جان شوی        تا لایق جانان شوی .

ثروت : هر دستاوردی در دنیای یک انسان ,ثروت است .

فقر عامل روسیاهی انسان در دنیا وآخرت است . (رسول اکرم (ص))

انسان همانطور که باور کند زندگی می کند.

اگر زندگی شما ارزش زندگی کردن را دارد ,حتما ارزش نوشتن را دارد.

اصل انتظار: به آدمها آن می رسد, که منتظرش هستند.

کائنات: هر چیز غیر از خدا و تو.

کائنات خدا به انتظارهای تو جواب می دهد.

تا کی در انتظار قیامت توان نشست           برخیز و قیامتی به پا بکن

کی با من ,من باکی :فرق در دو باور.آیا دنباله رو است یا رهبر.

اگر گویی که بتوانم ,قدم در نه که بتوانی      اگر گویی که نتوانی, برو بنشین که نتوانی

از کوزه همان تراود که در اوست .

هر آنچه را که محکوم کنید, از دست میدهیدش و هر آنچه را که به آن عشق بورزی ,بدست می آوریش .

انسانها هر آنچه را که باور کنند ,خلق می کنند.

اگر می خواهی ببینی که دیگران نسبت به تو چه احساسی دارند,ببینید خود چه احساسی نسبت به خود دارید.زیرا دیگران وقتی در تو نگاه میکنند, نسبت به تو آن احساسی را دارند, که تو نسبت به خود داری .

عقاب ,عقابها را به خود جذب می کند ; اردک ,اردکها را.

فتبارک الله احسن الخالقین .

عاملی که فردی را جذب می کند, لزوما فیزیک انسان نیست . زیرا صورت انسان آینه تمام نمایی از درون اوست .

خدا سه چیز خلق کرد: انسان ,کائنات و قانونهای طبیعت .خدا خطاب به انسان میگوید: ای انسان اگر تو قانونمندیهای دنیا را یاد بگیری , در دنیا به همه چیز می رسی و در آخرت به بهشت می روی .

چون به دریا می توانی راه یافت        سوی یک قطره چرا باید شتافت





موضوع: کوتاه وخواندنی، پند واندرز، فضایل، علمی،
برچسب ها: انسان، اراده، زندگی، تغییر، پاداش،
[ یکشنبه 7 آبان 1391 ] [ 02:50 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات