حکایت تاجر و چهار همسرش

در روزگار قدیم تاجر ثروتمندی بود که چهار همسر داشت.

همسر چهارم را بیشتر از همه دوست داشت و او را مدام با جواهرات گران قیمت پذیرایی می کرد. بسیار مراقبش بود و بهترین چیزها را به او می داد.

همسر سومش را هم خیلی دوست داشت و به او افتخار می کرد. نزد دوستانش او را برای جلوه گری می برد گرچه واهمه شدیدی داشت که روزی او با مرد دیگری برود و تنهایش بگذارد.

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


موضوع: پند واندرز، داستان، علمی،
برچسب ها: حکایت تاجر و چهار همسرش، تاجر ثروتنمند، همسر، دنیا، آخرت، بدن، زندگی، مال ومیراث، روح،
[ دوشنبه 14 مرداد 1392 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

الهی

الهی ! ای خدای مهربانم !

روزها می گذرد ومن درعوض مهیا کردن توشه ای برای سفر اخرت

بارگناهم را افزون میکنم چه بسیار که حصار های نباید ها را شکستم و پا در حریم

محرمات نهادم.چه بسیار که به اسودگی از باید ها گذشتم وتن به سستی ونخوت سپردم

وچه بسیار که اندیشه نکردم و چشم بسته به بیراهه رفتم .از تو دور شدم . چه سفر پر مشقتی برگزیدم.

راه هموار را نهادم و کج راهه باطل پیمودم .سبک بالی را نهادم و بار سنگین گناه بر گرفتم .

اینک ای مهربان !

ای بخشنده !

از این همه خطا کاری ازرده شدم .

رو به سوی تو کرده ام .تو راهم بنما ! تو دستم بگیر ! گناهم را ببخش .نور ایمان را دردلم بنه !

ان چنان که زین پس جز به سوی توقدم بر ندارم جز در راه تو پای مگذارم .

 اهدنا الصراط المستقیم

اهدنا الصراط المستقیم





موضوع: مناجات، کوتاه وخواندنی،
برچسب ها: الهی، خدایا، گنه کارم، راه راست، اهدنا الصراط المستقیم، سفر دنیا، آخرت،
[ سه شنبه 7 خرداد 1392 ] [ 10:21 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]