حق به حق دار رسید

نقل كرده اند در زمان حضرت داوود (علیه السلام) شخص بیكارى بوده و كار و كاسبى نداشتند. مكرر دعا مى كرد: اللهم ارزقنى رزقا حلالا واسعا.
این دعا مى كرد دائم كاى خدا
روزى بى رنج و زحمت ده مرا
مردم او را مسخره مى كردند به او مى خندیدند كه عجب مرد احمقى است روزى بى رنج و زحمت از خدا مى خواهد و حال آنكه همه مردم به كد یمین و عرق جبین كسب مى كنند و روزى مى خورند حتى داوود (علیه السلام) به زحمت از زره سازى نان مى خورد، گاهى از روى طعنه به او مى گفتند، اگر چیزى پیدا كردى تنها نخورى مرا هم صدا بزن و آن مرد متصل دعایش ‍ همین بود.
تا كه شد مشهود در شهر و شهیر
گه ز انبان تهى جوید پنیر
تا كه یك روز گرسنه و ناشتا در منزلش نشسته بود و مشغول دعا بود ناگاه در خانه باز شد و گاوى سرگذارد و وارد خانه شد، آن مرد گفت: روزى حلالى كه از خدا مى خواستم همین است، برخواست، گاو را روى زمین انداخت و سر گاو را برید، قدرى از گوشت گاو را كباب كرد و خورد كه صاحب گاو باخبر شد و به خانه آن مرد دوید، گاو را كشته دید، پرسید چرا گاو مرا كشتى، گفت:
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب


موضوع: داستان، علمی، شعر،
برچسب ها: مرد بیکار، روزی، بدون زحمت، گاو، مرد ثروتمند، حضرت داوود،
[ چهارشنبه 1 آبان 1392 ] [ 08:52 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic