اعتماد بر بندگان

برادران یوسـف وقتـی می‌خواسـتند یوسف را به چـاه بیفکنند، یوسف لبـخندی زد.

یهودا (یکی از برادران) پرسید: چـرا خندیدی؟ اینجا که جای خـنده نیـست!

 یوسـف گفت: روزی در فکر بودم چگونه کسـی می‌تواند به من اظهار دشـمنی کند با اینکه

برادران نیرومندی دارم!

 اینک خداوند همین برادران را بر من مسلط کرد، تا بدانم که

نباید به هیچ بنده ای تکیه کرد...





موضوع: علمی، کوتاه وخواندنی، پند واندرز،
برچسب ها: حضرت یوسف، برادران، چاه، خندیدن، اعتماد بر برادران،
[ چهارشنبه 20 آذر 1392 ] [ 12:54 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

هیچ چیز از او پنهان نیست ( ففهم ایها الغافل )

برادر و خواهرم

آنگاه که با خویش خلوت نمودی و درها را بروی خویش بسته یافته و پرده ها را کنار گشیدی و دید بشر را از خود کوته یافتی و شیطان گنه را بر تو آراست بیاد بیاور کسی که هیچ چیزی از او پنهان نمی ماند، خدایی که مورچه سیاه را در شب تاریک بر صخره سیاه می بیند و صدای پایش را می شنود.

{یَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلا یَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ} [نساء: ۱۰۸]

( آنان می‌توانند خیانت خود را از مردم پنهان دارند ، ولی نمی‌توانند آن را از خدا پنهان دارند که همیشه با آنان است)

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب


موضوع: پند واندرز، علمی، داستان، قرآنی،
برچسب ها: حضرت یوسف، پاکدامنی، خداوند، حضور خدا، پنهان کاری،
[ یکشنبه 13 مرداد 1392 ] [ 01:02 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

حکمت خدا

در دایره قسمت ما نقطه ی تسلیمیم

لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی



آتشی نمى سوزاند ( ابراهیم ) را
و دریایى غرق نمی کند ( موسى ) را

کودکی مادرش او را به دست هاى "نیل" می سپارد
تا برسد به خانه ی فرعونِ تشنه به خونَش
...
... دیگری را برادرانش به چاه مى اندازند
سر از خانه ی عزیز مصر درمی آورد
مکر زلیخا زندانیش می کند ، عاقبت بر تخت ملک می نشیند

از این " قِصَص " قرآنى بیاموزیم
که اگر همه ی عالم قصد ضرر رساندن به تو را داشته باشند
و خدا نخواهد
نمی توانند
پس
به "تدبیرش" اعتماد کن
به "حکمتش" دل بسپار
و به سمت او قدمی بردار
تا ده قدم آمدنش به سوى خود را تماشا کنی ...




موضوع: پند واندرز، کوتاه وخواندنی،
برچسب ها: حضرت موسی، حضرت ابراهیم، حضرت یوسف، تقدیر، تدبیر، حکمت خدا،
[ چهارشنبه 4 مرداد 1391 ] [ 03:59 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]