سه حکایت

"حکایت 1"

عارفی گفت سه چیز دل را سخت کند:
خنده بی جهت ، خوردن در حال سیری و سخن غیر لازم گفتن.

"حکایت 2 "

یکی از زهاد را بیماری عارض شد.شخصی به عبادت او رفت؛ او را شادمان دید و زبانش را به شکر و ثنا متذکر یافت، گفت : میخواهی که خدای تعالی تو را شفا دهد؟گفت:نه.گفت میخواهی به وضع بیماری بمانی؟گفت:نه.گفت : پس چه میخواهی؟

گفت : آن را میخواهم که خدا می خواهد.

"حکایت 3"
از حکیمی پرسیدند : نعمتی که بر صاحبش رشک نبرند یا بلائی که بر گرفتارش دلسوزی نکنند میشناسی؟
گفت : آری آن نعمت تواضع  است و آن بلا تکبر.




موضوع: کوتاه وخواندنی، داستان، پند واندرز،
برچسب ها: حکایت، زاهد، حکیم، عرف،
[ سه شنبه 10 اردیبهشت 1392 ] [ 08:44 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

دو داستان پند آمیز

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد
پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید:
ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی


آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟

عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:…

ادامه مطلب را از دست ندهید

ادامه مطلب


موضوع: علمی، پند واندرز، کوتاه وخواندنی، داستان،
برچسب ها: داستان، حکایت، پند، رسول خدا، عزرائیل، شیطان، شداد، قصر،
[ پنجشنبه 5 اردیبهشت 1392 ] [ 09:01 ق.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات