از پروردگارم پنج ریال خواستم (داستانی واقعی)

خالد بن محمد وهیبی / ترجمه: ابوعمر انصاریwww.hafeztaaly.ir

این داستان عبرت آموز برای خودم اتفاق افتاده و کسی آنرا برایم نقل نکرده ، بنابراین همانگونه که رخ داده برایتان بازگو می کنم شاید به درد انسان مأیوسی که امیدش را از دست داده.. یا انسان عجولی که از دعا کردن خسته شده ، بخورد!!

روز چهارشنبه ۲۲- ۴- ۱۴۲۳ هجری قمری

هنگام نماز ظهر در حرم مکی و زیر اتاق مؤذنان ، پس از اقامه ی نماز یکی از برادران به من اشاره کرد تا برای پر کردن صف نماز در کنار او بایستم. من هم جلو آمدم.



ادامه مطلب


موضوع: پند واندرز، فضایل، داستان،
برچسب ها: دعا کردن، پنج ریال، از خدا خواستن، قبول شدن دعا،
[ سه شنبه 22 مرداد 1392 ] [ 09:04 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]

آنگاه که ...

آنگاه که غرور کسی را له می کنی،


آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران می کنی،


آنگاه که شمع امید کسی را خاموش می کنی،

ادامه مطلب...


ادامه مطلب


موضوع: کوتاه وخواندنی، پند واندرز،
برچسب ها: دعا کردن، دل شکستن، خرد شدن غرور، له کردن غرور، خراب کردن، آرزوها،
[ یکشنبه 8 اردیبهشت 1392 ] [ 07:48 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]