تبلیغات
عبدالحمید تعالی رودی - مطالب ابر قسمت

اتفاق خوب یا بد؟

ای نام تو بهترین سرآغاز


در زمان های دوری کشاورزی زندگی می کرد که از تمام دنیا تنها یک اسب داشت که گاوآهنش را می کشید.
روزی اسبش فرار کرد.
همسایه ها به کشاورز گفتند: چه بد اقبالی!
کشاورز گفت:شاید!
 
روز بعد اسبش با دو اسب دیگر بازگشت.
همسایه هابه کشاورز گفتند: چه خوش شانسی!
او گفت: شاید!
پسرش وقتی مشغول پرورش اسب ها بود افتاد و پایش شکست.
همسایه ها گفتند:چه اتفاق ناگواری!

کشاورز پاسخ داد: شاید!
فردای آن روز افراد پادشاه برای سرباز گیری وارد روستای آنها شدند تا مردان را با خود به جنگ ببرند اما چون پای پسر کشاورز شکسته بود او را رها کردند.
همسایه ها به او گفتند: چه خوش شانسی!
و باز کشاورز صبورانه گفت: شاید!
و این داستان ادامه دارد همچنان که زندگی با اتفاق های به ظاهر خوب و بدش ادامه خواهد داشت..




موضوع: کوتاه وخواندنی، داستان،
برچسب ها: کشاورز، اسب، گله اسب، سرباز، دولت، بداقبال، نیک اقبال، قسمت،
[ جمعه 7 مهر 1391 ] [ 04:06 ب.ظ ] [ عبدالحمید تعالی ]